^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


http://www.radiozamaneh.org/radioprogram/2012/04/14/13109

http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120413_Farhangi_Adibzadeh_pajouhesh_tazeh_rouye_shahnameh_ferdowsi_MAKAREMI.mp3

http://www.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2012/04/15/13197

رادیو زمانه |Radiozamaneh (http://www.radiozamaneh.com)



فردوسی با خداوندی که در کار انسان‌ها دخالت می‌کند، کاری ندارد

یکشنبه, 01/27/1391 - 12:09

ایرج ادیب‌زاده

ایرج ادیب‌زاده- شاهنامه اثر ابوالقاسم فردوسی یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، شاهکار حماسی زبان فارسی، حماسه‌ی ملی ایرانیان و نیز سند هویت ایرانی‌ها است. شاهنامه شرح احوال، پیروزی‌ها، شکست‌ها، ناکامی‌ها و دلاوری‌های ایرانیان از کهن‌ترین دوران یعنی نخستین پادشاه جهان کیومرث تا سقوط دولت ساسانی به دست تازیان است در سده‌ی هفتم میلادی.

تاکنون کتاب‌های بسیار درباره و بر مایه‌ شاهنامه نوشته شده است. ایران‌شناسان بسیار معتبر جهانی به بررسی شاهنامه پرداخته‌اند و نیز استاد جلال خالقی مطلق به ویراستاری تازه و برجسته از شاهنامه‌ی فردوسی پرداخته است. فیلم‌هایی هم درباره‌ی این حماسه‌ی بزرگ جهانی ساخته شده. در سال‌های اخیر، هم به صورت صوتی کل شاهنامه و نیز داستان‌های آن به صورت آنلاین منتشر شده‌اند. اپراهایی از روی داستان‌های آن ساخته شده و به صحنه آمده است. اما این‌بار، برای نخستین بار از نگاه یک روانکاو بالینی، حسن مکارمی نویسنده و هنرمندخوش‌نویس پیرامون فردوسی و شاهکار او پژوهشی تازه انجام شده است. با او درین‌باره گفت‌و‌گو کرده‌ام.

 

  [1]

 

چگونه می‌توان به‌عنوان یک روانکاو بالینی به فردوسی و شاهنامه و سروده‌های او نگاه کرد؟

 

حسن مکارمی، پژوهشگر و روانکاو بالینی

حسن مکارمی - تلاش کرده‌ام بدون پیش‌داوری در وهله‌ی نخست تنها به سراغ سروده‌های شاهنامه بروم؛ و متوجه شدم که در اول شاهنامه فردوسی تلاش کرده است جهان‌بینی خود و نگاهش به هستی و حضورش را در هستی مطرح کند. به همین دلیل خودم را متمرکز کردم روی این قسمت و همان‌طور که یک روانکاو بالینی تنها از طریق گوش دادن به واژه‌هایی که هر فرد می‌گوید، تلاش می‌کند درک کند که این واژه‌ها در پشت ذهنیت و درون روان یا ناخودآگاه آن فرد چه معانی‌ای دارند و این معانی چگونه به‌هم پیوسته‌اند، یعنی ساختار ناخودآگاهش به چه صورت است، فردوسی را به این شکل بخوانم.

 

شخصیت خود فردوسی هم از نظر روانکاوی بالینی با نگاه تازه‌ای دنبال شده است. حسن مکارمی براساس پژوهش‌هایش براین نکته انگشت می‌گذارد که هر هزاره‌ای یک‌نفر مانند فردوسی به هزارقدی می‌رسد.

 

حسن مکارمی - وقتی شاهنامه را باز می‌کنیم، می‌بینیم که چند فصل کوتاه دارد و در هر فصلی چندین بیت است. آغاز کتاب ستایش خرد، آفرینش عالم، آفرینش مردم، آفرینش خورشید و ماه. بعد از این بخش است که می‌رسد به اندر ستایش پیغمبر و از آنجا به بعد خود شاهنامه را شروع می‌کند به معنی حماسه. من تلاش کرده‌ام، البته به عمد، قسمت ستایش پیغمبر را کنار بگذارم، برای اینکه هدفم بیشتر هستی‌شناسی فردوسی بوده و علت اینکه این تعداد شعر را انتخاب کرده‌ام، کافی‌ست که این‌ تعداد اشعاری که به دستتان داده می‌شود را جمع کنید.

 

حسن مکارمی ۸۷ بیت نخست شاهنامه را انتخاب کرده برای پژوهش و روانکاوی از فردوسی:

 

حسن مکارمی - ببینید، وقتی او شروع می‌کند به نام خداوند جان و خرد/ کز این بر‌تر اندیشه برنگذرد، در همین‌جا مطرح می‌کند که بر‌تر از خرد و جان اندیشه بالا‌تر نمی‌تواند برود. خداوند نام و خداوند جای/ خداوند روزی ده رهنمای. بازهم اشاره می‌کند که این خداوند هم صاحب نام است و هم صاحب جای. در بیت چهارم در واقع آن اساس و بنیان اندیشه‌اش را می‌گذارد. اینکه ز نام و نشان و گمان بر‌تر است/ نگارنده‌ی برشده پیکر است یا برشده گوهر است. برشده گوهر و پیکر ما هستیم، انسان هستیم به همین دلیل. ببینید، رابطه را تمام می‌‌برد بین خداوند و برشده پیکر یعنی انسان و انسان را هم اساساً با جان و خرد و اندیشه مشخص می‌کند.

 

عمق همین چهار بیت اول در آنجاست که این استدلال اساسی فردوسی است که خیلی خلاصه طریق شناخت انسان امر واقع است، نامگذاری بر این امر واقع است، نشان است و گمان است. یعنی تخیل ما است، نشانه‌گذاریش یعنی سمبولیزاسیون است و نام است. وقتی من به این بیت رسیدم، با‌شناختی که در حرفه و کارم با مسئله‌ی امر واقع (نماد) و گمان و خیال داشتم، یک دفعه متوجه شدم فردوسی در آن موقع، هزار و بیست، سی یا حتی هزار و چهل سال پیش چگونه توانسته با مشاهده‌ی هستی، فقط هم ابزارش مشاهده بوده، باید تصور کرد و اگر خودمان را در آن زمان بگذاریم، متوجه شود که ما «انسانی» که اسباب دریافتش فقط همین سه است، نام و نشان و گمان، نمی‌تواند پدیده‌ای را بر‌تر از این سه‌تا ببینند. به همین دلیل می‌گوید: به بینندگان آفریننده را/ نبینی مرنجان دو بیننده را.

 

تاکنون روانکاوان بسیاری درباره‌ی چهره‌های برجسته پژوهش‌های مهمی انجام داده‌اند. زیگموند فروید درباره‌ی داوینچی نوشته است. چه کسی را در ادبیات جهان می‌توان با فردوسی مقایسه کرد؟

 

حسن مکارمی - طبیعتاً خیلی صریح همه خواهند گفت هومر. ولی به گمان من انسان‌هایی مثل شکسپیر که خیلی بعد‌تر از فردوسی آمد و بعد هم امکانات خیلی وسیع‌تری از فردوسی داشتتند برای دسترسی به دانش و شناخت، برای شناختن انگیزه‌های اصلی انسان و شکافتن روان انسان و عمق روان انسان. از این نظر فقط. بقیه مسائلش را‌‌ همان‌طور که گفتم انسان بلند قامتی‌ست در زمینه‌های مختلف. ولی در زمینه‌ی بررسی انسان و عمیق شدن در ساختار انسان به گمان من با شکسپیر و مخصوصاً با «هاملت» می‌توان او را مقایسه کرد. وقتی شما نگاه می‌کنید، می‌بینید که چه عمقی در «هاملت» هست از نظر شناخت انسان، تردید‌هایش و روابط اساسی ذهنی انسان که‌‌ همان رابطه‌ی اصلی هر کدام از ماست با پدر و مادر. هسته‌ی سه‌گانه‌ی اولیه.

 

بر اساس پژوهش‌های حسن مکارمی فردوسی حکیم، خردمند که مسائلش با خرد هماهنگی دارد، تنها در نودمین بیت نخستش به سراغ دین و پیامبر رفته است. پرسش این است که پیدا کردن یک خدا و امید به آسمان بستن آیا با خردگرایی تضاد ندارد؟

 

حسن مکارمی: فردوسی را باید با شکسپیر و شاهنامه را با هاملت مقایسه کرد

حسن مکارمی - برای پاسخ دادن به این مسئله اول به این دو بیت انتهای آغاز کتاب توجه کنیم که خود همین به تنهایی یک گفته‌ی بزرگی‌ست: توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود/ از این پرده بر‌تر سخن‌گاه نیست/ ز هستی مر اندیشه را راه نیست. بحث اینکه ما توان و اسباب اندیشه‌مان تا یک حدی می‌رود، که خودش قبلاً توضیح داده، که حدش روشن است از آن امر واقع و نشان و گمان و نام بالا‌تر نمی‌توانیم برویم. پس آنچه در بالا‌تر هست را فقط با فعل مجهول می‌توانیم به‌کار بریم. یعنی این هستی آفریده شده است. یعنی به‌عنوان یک خردمند، یک دانشمند و یک حکیم هستی آفریده شده است. کهکشان‌ها آفریده شده‌اند. مجهول است. تنها کاری که به گمان من خیلی خردمندانه فردوسی انجام داده و به گمان من هیچ مغایرتی با خردگرایی‌اش ندارد، این است که بر این مجهول نام معلومی گذاشته. به همین دلیل که می‌گوید اصلاً صفت‌پذیر نیست آن خداوند، چون تو نمی‌توانی با هیچکدام از ابزاری که داری ببینی‌اش. پس صفت‌پذیر نیست و وقتی صفت‌پذیر نباشد، توانا بود هر که دانا بود، انسان را در محدوده‌ی توانایی و دانایی‌اش به دلیل توانایی‌اش و به دلیل خردش می‌‌آورد.

 

به عبارت دیگر به گمان من تمام کسانی که به شکلی هستی را و آفرینش و حضور هستی را با یک عامل مجهول مربوط می‌دانند و فعل مجهول می‌آورند به‌جای فعل معلوم، عملاً در ‌‌نهایت همین کار را می‌کنند. آن خداوندی که در همه کار ما دخالت می‌کند، همه جا هست و بر همه چیز عالم است و تمام نقشه‌ی زندگی راه همه را نوشته، آن خداوند است که فردوسی از آن صحبتی نمی‌کند و می‌گوید من نمی‌دانم، بیش از این نمی‌دانم. و آن هست که در واقع مشکل اساسی مسئله‌ی متافیزیک ماورالطبیعه را در مذاهب ایجاد می‌کند که به نام آن خداوند و بعد می‌توانند نمایندگان صوری آن خداوند مشکل برای آدمیان برقرار کنند. والا اگر من بگویم هستی را آفریننده‌ای‌ است، ولی من به هیچ ترتیب دسترسی به او ندارم، نام هم نمی‌توانم به او بدهم و او هم در زندگی من هیچ دخالتی ندارد، جز اینکه خرد داده به من که من از آن خرد استفاده کنم، به گمان من یک دیالکتیک بسیار عمیق، منطقی و حکیمانه‌ای است. در اولین بیت گفتار اندر ستایش پیغمبر می‌گوید تو را دانش و دین رهاند درست/ در رستگاری بباید جست. دانش و دین! باز اینجا دانش را قبل از دین می‌آورد. این خیلی مسئله‌ اساسی‌ست. می‌داند چه می‌گوید. یک واژه پس و پیش ندارد اینجا. رهاند درست! و این با دانش توست که دینی که آمده؛ قابل استفاده است و می‌تواند تو را هدایت کند؟
 

ایمیل گزارشگر:
adibzadeh@radiozamaneh.com
در همین زمینه:
::ایرج ادیب‌زاده در رادیو زمانه::


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

<script type="text/javascript">

  var _gaq = _gaq || [];
  _gaq.push(['_setAccount', 'UA-30336425-1']);
  _gaq.push(['_trackPageview']);

  (function() {
    var ga = document.createElement('script'); ga.type = 'text/javascript'; ga.async = true;
    ga.src = ('https:' == document.location.protocol ? 'https://ssl' : 'http://www') + '.google-analytics.com/ga.js';
    var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(ga, s);
  })();

</script>


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^





Conférence & Débat : PSYCHIATRIE

En langue Française

Docteur Foad SABERAN : Psychiatre

M. Hassan Makaremi : Chercheur, Psychanalyste

Jeudi -23 fév. 2012 à 19h

MAISON DES ASSOCIATIONS du 16ème

ASSOCIATION CULTURE LIBRE –




Les vidéos de conférence

::

http://www.youtube.com/watch?v=-NvwwAHx25o&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=Ih9vCARZg6E&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=_bJXdxg9xt8&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=ItEdt8bm2BY&feature=related 


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Hassan MAKAREMI expose : "Morceaux colorés d'un tableau"

 

Vernissage le 6 mars 18 heures

    


 Exposition du 6 mars au 4 avril 2012
tous les jours de 10h à 18h

Conférences lundi 12 et 19 mars à 18h00
L'art et l'histoire de la calligraphie

 La maison du cadre  96, rue de la Tour-

75116 PARIS


 (Réservation au 01 45 04 75 73, nombre de places limitées)

Source : http://lamaisonducadreparis.blogspot.com/2012/02/exposition-la-calligraphie.html

 

http://lamaisonducadreparis.blogspot.com/

http://calligraphik.blogspot.com/

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

سخنرانی 

نگاهی دیگر بر هشتاد و هفت بیت نخست شاهنامه
حسن مکارمی
vendredi 17/02/2012 20:00 – 22:00 Heures
Café du pont neuf , 14, quai du louvre Paris
Cafélitt 82(17/02/2012):

نگاهی دیگر بر هشتاد و هفت بیت نخست شاهنامه

...

نگاهی دیگر بر هشتاد و هفت بیت نخست شاهنامه ، اثر والای حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی و کشف دوباره دورنگری و ژرف نگری او.

برای دستیانی به اندیشه و کشف دوباره دورنگری و ژرف نگری حکیم ابوالقاسم فرودسی طوسی از هشتاد و هفت نخستین سروده شاهنامه آغاز می کنیم. حکیم ابوالقاسم فرودسی طوسی در این پیش‌درآمد از فشرده فشرده‌ها سخن می‌گوید. سخن از خداوند، یزدان، کدخدا، آفرینش و نهادهای اساسی آن چون پیدایش گیتی و آتش و خاک و آب و باد و رستنی و جنبنده و مردم است. با این‌همه با داده‌های کلان و بنیانی سروکار دارد و نمودار کارکرد آن‌ها را به پهنه می‌کشاند. مردم را از یکسو ساخته از جان و خرد می‌داند و از سوی دیگر از دل و روان. سخن را شاخ و برگ درخت شناخت می‌نامد و ریشه این درخت را نایافتنی می‌شمارد.

به‌نام خداوند جان و خرد سخن آغاز می‌کند و مرز اندیشه را نیز تا همین‌جا می‌داند. چه اندیشه فراتر از خود را نمی‌تواند ببیند وگرنه رنج به دیدگان دادن است. خداوند به خداوندی چند پدیده درخشان است، جان، خرد، نام، جای، کیهان و گردون سپهر. در اوج این بخش از سروده حکیم که می‌تواند چون شاه‌نوشته او شمرده شود، چنین آمده است:

ز نام و نشان و گمان برتر است

نگارنده برشده گوهر است

خواسته مادر این گفتگو بررسی این سروده در پهنه هشتاد و هفت سروده نخستین است. نگاه ما بر «پایه‌نگاری» جان و خرد است. در این‌جا دو پدیده همسوی می‌گردند، نگارش برشده گوهر یا آفرینش مردم و برتری چنین نگارنده‌ای خداوند، از نام و نشان و گمان.

فردوسی، هفت سده قبل از دکارت به زنجیره اندیشه و بودن رسیده است.

نمیرم از این پس که من زنده‌ام

که تخم سخن را پراکنده‌ام

این دهقان سالخورده ایرانی سخن را چون گیاه و گل و درخت، می‌نشاند و با «حکمت» خود ما را در مقابل ژرفای اندیشه و پاک‌دلی‌اش حیران می‌گذارد.



حسن مکارمی :در شیراز به سال ۱۳۲۹ به دنیا آمدم . از پلی تکنیک تهران،دانشگاه شیراز، دانشگاه بلوچستان ،در ایران ودانشگاه کامپین، مدرسه مهندسی سانترال پاریس، دانشکده پزشکی پاریس هفت ،ومرکز مطالعات استراژی و دیپلماسی پاریس در فرانسه، چون آموزش گیرنده و یا آموزش دهنده،عبورکرده ام. هم اکنون چنین مشغولم؛ روانکاو بالینی، عضو هییت مدیره انجمن روانکاوان منطقه لیموزن فرانسه و نایب رییس انجمن روانپژوهان ( روانکاوان، روانپزشکان، روانشناسان .. ایرانی در فرانسه) ؛ پژوهشگر دانشگاه سوربن، پاریس و با این ها خلاصه می شوم؛ یک مجموعه مقاله، دگر شنیدن گذشته ها : شامل ۱۸ مقاله، نگاه یک روانکاو بر فرهنگ و پیرامون خود؛ شرکت در بیش از ۲۰ نمایشگاه نقاشی و خط ، شرکت در بیش ازچهل سخنرانی دو رمان، و در این آرزو زندگی می کنم؛ ساختن ایران .



Vidéos de conférence


http://www.youtube.com/watch?v=LFWywtY8Uj0&feature=related



http://www.youtube.com/watch?v=BcvuxlcUCVk&feature=related





^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^






Livre

Livre Hâfez, par Hâfez





HÂFEZ, PAR HÂFEZ

un autre regard sur un poète majeur de la poésie persane
Hassan Makaremi
Préface de Houchang Guilyardi


LITTÉRATURE POÉSIE MAGHREB, MONDE ARABE, MOYEN ORIENT

Né à Chiraz vers l'an 1320, Shams al-dîn Mohammad Hâfez, plus connu sous le pseudonyme de Hâfez, s'impose au même titre que Sa'adi, Ferdowsi ou Mowlavi, parmi les grands maîtres de la poésie et de la culture persanes. Philosophe et poète de la vie, Hâfez, méprisant conformismes et valeurs de façade, exalte la beauté, la prééminence de l'amour, et l'intérêt premier du désir. L'intemporalité de sa poésie, le profond sentiment de la finitude, lui font appréh

nder avec "humilité, sagacité" et une pointe de mélancolie, la nature, le vin, la femme.

ISBN : 978-2-296-96801-1 • mars 2012 • 196 pages

Prix éditeur : 20 € 19,00 € / 125 FF





http://www.editions-harmattan.fr/index.asp?navig=catalogue&obj=livre&no=36500




^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^



کتاب نگاهی راهبردی به  دوران سبز 

 مجموعه مقاله   حسن مکارمی

انتشارات H&S  Media   

  این مجموعه  مقاله و سخنرانی در دو بخش گردآوری شده اند. مبنای همه این گفتار ها ، عشق و امید به سازندگی و سرفرازی ایران است. در طی بیش از چهل سال پویش در مسیر دانش و شناخت به سه سلاح مسلح شده ام:  

- خدمات استراتژیک به ویژه جنبه فرهنگی تحولات و دگر سازماندهی موسسات بزرگ 

- روانکاوی بالینی 

- دفاع از حقوق بشر در ایران 

بخش نخست این مجموعه ، به تحلیل استراتژیک مسائل  ایران از هفته ای پیش ازانتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ تا امروز که زمزمه های حذف مقام ریاست جمهوری در زبان گردانندگان ایران میگردد. این پیش بینی درست و بجای ،  که هیت حاکمه ایران امروز ، پس از افتضاح انتخابات خرداد  ۱۳۸۸ دیگر به انتخابات دوباره ریاست جمهوری تن نخواهند داد،  در شرف وقوع است. همان گونه که در مقاله کودتای خزنده در  روزنامه فرانسوی لیبراسیون آوردم :   " روز 22 خرداد امسال، رهبر و هماهنگ‌كننده كودتا پرده از چهره مي‌گشايد و با اين حركت دو اشتباه بزرگ مرتكب مي‌شود. نخست آنكه نتيجة انتخابات را پيش از شوراي نگهبان منتخب خودش ‌كه وظيفة قانوني آن را بعهده داشت، اعلام مي‌كند و ديگر آنكه راه را بر هر گونه اعتراض قانوني بر نتايج انتخاب سد مي‌كند. و بدينگونه همگي صلاحيت خويش را چون ضامن برگزاري انتخابات از دست مي‌دهد، به همراه آن زيربناي كاركرد رهبري را نيز هم."دیگر  چنین دستگاهی برای برقرای انتخابات ریاست جمهوری ، حتا به گونه مصنوعی آن صلاحیت و توان لازم را  ندارد.  وامروز بهتر از آنزمان میبینیم که اهداف راهبردی این کودتا به راه خود ادامه میدهند و تا آنجا که در امکان دارند مسیر سازندگی، رفاه ، سربلندی و آزادی مردم ایران را فدای جنگ طلبی خواهند کرد  . در  همان مقاله میخوانیم؛ "  اهداف راهبردي اين كودتا براي آيندة دورتر، آماده‌سازي جنگ‌افروزان ايدئولوژيكي است كه بر محور طيف اجتماعي خويش خط دولت ـ ملت را شكسته، به سوي امت شيعه در منطقه بال بگشايد و از اين طريق رهبري يكپارچه جهان اسلام را بدست بگيرد." 

درگفتارهای بخش دوم  به بررسی سازندگی ایران و اهداف راهبردی آن  میپردازم. از موانع در پیش و امید ها و امکانات آن سخن میگویم. به گونه ای تلاش دارم به مانیفستی دست یابم که ما را در راه سازندگی یاری رساند ، چه دیر یا زود مردم ایران در طرح رفاه و سازندگی ، سکان فواتان خویش را به دست میگیرند و در آن زمان نقشه های راه این سازندگی کار ها خواهند کرد. همانگونه که در سخنرانی سال ۱۳۸۷ زیر عنوان: نگاهی به اهداف راهبردی  تجدد خواهی در ایران در دو قرن گذشتهآوردم:  … نياز به يادآوري نيست كه كشور ما در منطقه اي قرار دارد كه تحولات عميق و همه جانبه اي را در پيش روي دارد و در اين برهه از زمان و مكان، ايران با استفاده از منابع طبيعي، موقعيت استراتژيكي و ژئوپليتيكي ويژه، به پشتوانة فرهنگي و انساني، نيروي جوان و سازنده و تجربة بيش از يكصد و پنجاه سال تجددخواهي و مردم سالاري حرفي براي گفتن دارد.  

ما در شراطی ویژه بسر میبریم که میبایست  خود را از هر نظر آماده کنیم .

***                                                                    

  این کتاب را از آمازون میتوانید خریداری فرمایید. در خفقان حاکم در ایران انتشار کتاب و اندیشه غیر ممکن است. ناشرین و نویسندگان ایرانیخارج از کشور نیز با همه تلاش نمیتوانند به توزیع صحیح کتاب  بپردازند. این وظیفه تک تک ماست که از طریق خرید مسقیم کتاب از راه اینترنت به زندگی فرهنگی نوشتار پارسی جانی تازه بدهیم.
خواهشمندم در این مهم ما را یاری کنید و به دوستان خویش نیز توصیه بفرمایید . از دریافت  نظرات شماخشنود خواهم شد .

“A Strategic View to Iran's Green Movement”

Hassan Makaremi (Author)

H&S Media  Publishing   ;   Price: $15.00

amazon.com

http://www.amazon.com/gp/product/1780831021/ref=as_li_tf_tl?ie=UTF8&tag=hsm03-20&linkCode=as2&camp=217145&creative=399373&creativeASIN=1780831021

or: http://www.handsmedia.com/books/?book=a-strategic-view-to-irans-green-movement


حسن مکارمی
روانکاو ، پژوهشگر سوربن
پاریس، اکتبر
۲۰۱۱

کتاب تازه من شامل مجموعه  مقاله و سخنرانی هایم  که در دو بخش گردآوری شده‌اند، توسط انتشارات H&S  Media    منتشر شد . بخش نخست این مجموعه ، به تحلیل استراتژیکی مسائل  ایران از هفته‌ی پیش ازانتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ تا امروز میپردازد و درگفتارهای بخش دوم  به بررسی سازندگی ایران و اهداف راهبردی آن  میپردازم .  این کتاب را از آمازون میتوانید خریداری فرمایید. در خفقان حاکم در ایران انتشار کتاب و اندیشه غیر ممکن است. ناشرین و نویسندگان ایرانیخارج از کشور نیز با همه تلاش نمیتوانند به توزیع صحیح کتاب  بپردازند. این وظیفه تک تک ماست که از طریق خرید مسقیم کتاب از راه اینترنت به زندگی فرهنگی نوشتار پارسی جانی تازه بدهیم.
خواهشمندم در این مهم ما را یاری کنید و به دوستان خویش نیز توصیه بفرمایید . از دریافت  نظرات شماخشنود خواهم شد . حسن مکارمی 

“A Strategic View to Iran's Green Movement”

Hassan Makaremi (Author)

H&S Media  Publishing   ;   Price: $15.00

amazon.com

http://www.amazon.com/gp/product/1780831021/ref=as_li_tf_tl?ie=UTF8&tag=hsm03-20&linkCode=as2&camp=217145&creative=399373&creativeASIN=1780831021

or: http://www.handsmedia.com/books/?book=a-strategic-view-to-irans-green-movement


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=41682


ارزش چیست و ارزش ها کدامند؟پاسخ آقای حسن مکارمی به پرسش های شهلا بهاردوست

• آنچه در زندگی گروهی و فردی حائز اهمیت است آن ارزشهای ژرف پنهان شده در نمادهایی هستند که بنیان هویت فردی و اجتماعی را میسازند. کار زیر بنایی ما در رابطه با خود و دیگران و جامعه، همین شناخت نمادهایی است که ارزشهای پنهان را بر دوش خود حمل میکنند



ارزش چیست و ارزش ها کدامند؟
پاسخ آقای حسن مکارمی به پرسش های شهلا بهاردوست


• آنچه در زندگی گروهی و فردی حائز اهمیت است آن ارزشهای ژرف پنهان شده در نمادهایی هستند که بنیان هویت فردی و اجتماعی را میسازند. کار زیر بنایی ما در رابطه با خود و دیگران و جامعه، همین شناخت نمادهایی است که ارزشهای پنهان را بر دوش خود حمل میکنند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۴ آبان ۱٣۹۰ -  ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱


سخنی با خوانندگان
مدتها بود که لازم می دیدم به مقوله ارزش از جنبه های گوناگون (اقتصادی، جامعه شناسی، فلسفی، روانشناسی) بپردازم و نظریات متخصصان ایرانی را پیرامون این موضوع برای خوانندگان جمع آوری کنم اما کمبود وقت برای خودم و عزیزان مانع بود تا این امر آغاز شود. با خبری که چندی پیش در سایتها خواندم مبنی بر به آتش کشیدن دفتر یک روزنامه در پاریس و خبرهای دیگری چون تجاوز، قتلهای ناموسی، فقر و ... که هر روز در صفحات روزنامه ها و سایتها به تکرار می آیند بر آن شدم تا بیشتر این بحث را به عقب نیاندازم و با طرح سوالات زیر وارد گفتگو با دست اندرکاران شوم تا شاید زمینه فراهم شود تا با پیگیری شما و متخصصین به شناخت بهتری دست پیدا کنیم.
در عین حال تقاضا و تلاش شده که تا حد امکان از زبانی ساده و قابل درک برای همگان در پرسشها و پاسخها استفاده شود تا مخاطبان بیشتری را در بر بگیرد و بخش وسیعتری را به پیگیری وارد کند.
سوالات زیر برای عزیزان متخصص در زمینه های گوناگون که در بالا نام برده شده است ارسال گردیده و پاسخها به ترتیب دریافت در اختیار شما قرار می گیرد.
شهلا بهاردوست
هامبورگ، دوشنبه ۲٣ آبان ۱٣۹۰ - ۱۴ نوامبر ۲۰۱۱



۱- ارزش چیست؟
۲- ارزشها کدامند؟
٣- ارزشها چقدر در زندگی فردی و اجتماعی نقش ایفا می کنند؟
۴- روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، اقتصاد به آنها چگونه می نگرند؟
۵- اگر ارزش ها آسیب ببینند و یا از بین بروند چه اتفاقی می افتد؟ (تاثیراتش بر فرد و اطرافیانش)


پاسخهای آقای حسن مکارمی
روانکاو بالینی و پژوهشگر دانشگاه سوربن پاریس

ارزش چیست؟
آنچه که مولد حرکت است و با آن میتوان پیروزی یا شکست را سنجید. سر فصل مجموعه ای هماهنگ از رفتار ها، آرزوها ، نیازها ، میل ها و گفتار هایی که آدمی به تنهایی ، در خانواده و در جامعه حضور خود را با آن ها میسازد. ارزشها پیش از هر پدیده ای فرهنگی اند. انسان سخنگو ، انسان اجتماعی پس از تولد در فضای فرهنگی، خانواده ، قبیله ، محله ، شهر با مجموعه ای از ارزشها رشد مییابد.
   

ارزشها کدامند؟
ارزشها به دو گروه ، باید ها و نباید ها تقسیم میگردندو پایه ارتباط هر فرد با خود و جهان خویش اند . بیشتر در نا خود آگاه آدمی ، از تولد تا نوجوانی ، ارزش ها از سویی داد و ستد ارتباطی از سوی دیگر هویت فرد را میسازند ، چون کوهی از یخ که بخش بزرگ آن در ناخود آگاه پنهان است.
آنچه در زندگی گروهی و فردی حائز اهمیت است آن ارزشهای ژرف پنهان شده در نمادهایی هستند که بنیان هویت فردی و اجتماعی را میسازند. کار زیر بنایی ما در رابطه با خود و دیگران و جامعه، همین شناخت نمادهایی است که ارزشهای پنهان را بر دوش خود حمل میکنند.
ارزشهای پنهان در فرهنگ هر مجموعه آدمی را از راه بررسی نماد های رفتاری ، دیداری و گفتاری میتوان شناخت و ارزشهای ژرف هر ادمی را نیز با مراحل روانکاوی ، تا حدودی طولانی. شاید بتوان با مشاهده عمیق آدمی از دور زمانها به ارزشهای مشترکی دست یافت که از تفسیر و تعبیر مذهبی، ایدلوژیکی مبرا باشند. این ارزش ها را انسانی بنامیم. زیگموند فروید ، دربیان کشف خود، ناخود آگاه ، دو ارزش پایه ای را مطرح میسازد: ممنوعیت کشتن دیگری و ممنوعیت همخو ابگی با محارم. این هر دو ارزش با یکدیگر نسل ها را ایجاد کرده و به ادامه آنها یاری میرسانند. سپس در طی صد ها هزار سال ، آدمیان ، با توجه به شرایط   مکانی و زمانی خود ، ارزش ها ، باید ها و نباید هایی را ساخته اند که پنهان یا آشکار اساس هویت فردی ِ فرهنگی آن ها را ساخته است. گاه با حضور یا شیوع یک مذهب،جهان بینی یا تداخل فرهنگها این مجموعه ارزشها به خود نامی میدهند و ماندگار تر میشوند.
شاید تنها ارزشی که بر انسان ۱۳ میلیاردی تا کنون حاکم بوده است ، همان احترام پنهان و آشکار به تداوم نسل و حضور آدمی است در جهان . هیچ اندیشه ، مذهب ، فرهنگی به از میان بر داشتن انسان نیاندیشیده است . و در مقیاس حیات و بیش از سه میلیارد سال حضورش، تنها ارزش ، مقاومت حیات در مقابل مرگ بوده است . هر روز حیات خود را در مقابل مرگ حیات مستحکم تر میسازد.               

ارزشها چقدر در زندگی فردی و اجتماعی نقش ایفا می کنند؟
ارزش ها پیدا و پنهان پایه هویت فردی و اجتماعی ما را میسازند، بی آنها نه آدمی آدم است و نه جامعه، جامعه . این ارزش ها بر دوش زبان، گویش، شعر، امثال،روایات ، اسطوره ها ، قصه ها ، جشنها ، مراسم سنتی ، آموزش ها .. حرکت کرده و چرخش و نظم جامعه هفت میلیاردی ما را میسازند. به همین دلیل است که تغییر ناگهانی ارزش ها به آسیب های فردی و جمعی منجر میگردد. اگر چه میتوان سندی چون اعلامیه جهانی حقوق بشر را مبنای مشترکی انگاشت که ، نسل آدمی را به گونه ای به ارزش های پایه ای مشترکی رهنمود میسازد ، ولی این گوناگونی فرهنگها و ارزش های نهفته در آن هاست که سرعت دستیابی و همه گیر کردن این اصول را رقم میزنند نه اراده سیاسی به تنهایی .   

روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، اقتصاد به آنها چگونه می نگرند؟
- اگر ارزش ها آسیب ببینند و یا از بین بروند چه اتفاقی می افتد؟ (تاثیراتش بر فرد و اطرافیانش)


در این دو مورد ، در مقاله زیر بدینگونه پرداخته ام:
راه‌یابی ارزش‌های انسانی از نسلی به نسلی
(چگونه، چه کسانی و چرا ارزش‌ها از نسلی به نسلی می‌روند؟)

پرسش نخست این ا‌ست که آیا خود بر ارزش‌گذاری‌های‌مان آگاهیم یا نه؟ گرچه به‌ظاهر در جامعه، ارزش‌ها را ما انسان‌ها به‌یکدیگر می‌رسانیم، ولی در ژرفا این «ناخودآگاه» است که این مهم را بردوش دارد. تجربه حضور «ناخودآگاه» چون جایگاه روانی- نه چون غیرخودآگاه یا ناخودآگاه- جدای از ارزش تئوریک خود، با منطق ویژه خود (منطق ناخودآگاه) به‌ما فروتنی، پذیرش حضور دیگران، هم‌زیستی با مخالفان را می‌آموزد. گاه که به نهاد پنهان خویش به کارکرد این ناخودآگاه و آن‌چه در آن نهفته است آگاهی بیش‌تری می‌یابیم، به رنجوری‌ها، دیگرگونی‌ها، غنا و بزرگی‌های دیرگان بهتر پی می‌بریم.
آن‌چه ما را از تردیدهای روزانه در به‌کارگیری ارزش‌های غیرانسانی و غیراخلاقی باز می‌دارد بر پایه‌های استواری ایستاده است که در نهاد ما رقم خورده است.
پذیرش دیگران می‌بایست در ژرفای ما نشسته باشد، همیشگی باشد و زنده. این پذیرش ژرف به‌گمان من به پندار و گفتار و کردار ما هماهنگی خواهد داد که در زندگی هرروزه به نمایش گذاشته خواهد شد. این پذیرش به چه چیزهایی وابسته است؟
۱- در نخستین پایه، فرد به ارزش‌های خود چون یکی از مجموعه ارزش‌ها می‌نگرد نه چون ارزشی یگانه، یکتا، بی‌مانند، برتر و همیشگی.
۲- سپس فرد به نسبی بودن ارزش‌های خودآگاهی می‌یابد. می‌داند که این ارزش‌ها از زمان و مکان به‌دور نیستند. همیشگی جاودانی و همه‌جایی نیستند. در شناخت جهان پیرامون خود هنوز راز و رمز نکته‌های فراوانی است که نمی‌دانیم و شناخت اینان در راهند. این شناخت‌ها می‌توانند ارزش‌های ما را هرروزه دگرگون کنند.
۳- سه دیگر، پیوند و پیوستگی ارزش‌های گذشته، اکنون و آینده است. چون آدمیان را تاریخ فرهنگ و شناختی است که آینده‌ای داریم. ارزش‌ها خود در تاریخ زندگی فرهنگی ما شکل گرفته‌اند و پیوستگی تاریخی و مفهومی این ارزش‌ها به هماهنگی شناخت و راه‌یابی اینان در میان نسل‌ها کمک می‌کند.
۴- پذیرش ارزش‌های دیگران تنها به مفهوم عدم دشمنی، عدم پذیرش حضور این ارزش‌ها نیست، بلکه باید به جایگاهی پای گذاریم که دیگران، ارزش‌ها و اندیشه‌های اینان را در مقام رقبای هم‌طراز و هم‌جایگاه و هم‌ارزش خود بشناسیم و به‌گونه‌ای دو پرداخت اختلاف- احترام در هم‌سوی یکدیگر پای بردارند چون دو پرداخت برادری- تساوی.
۵- پذیرش دیگران، پذیرش اختلاف است. «من» هستم چرا که «دیگری» هست و این من و دیگری در یک جایگاه، آزادی و اجبار هریک دیگری را تعریف می‌کند. این «دیگران» هستند که مرا می‌سازند. فردیت، اختلاف از سویی و ارزش‌های جمعی از سوی دیگر.
«ناخودآگاه» با گفتار دیگران و به‌ویژه در کودکی، گفتار پدر، مادر، خواهران و برادران ساختار می‌یابد. این گفتار است که نخستین روابط عاطفی، محبت، کینه، حسادت، احترام به قانون را در ناخودآگاه شکل می‌دهد. «ناخودآگاه» گنجینه واژه‌های دریافت شده است و چگونگی ارتباط این واژه‌ها ساختاری چون زبان دارد. واژه‌های رها شده پیرامون کودک، حتی پیش از تولد او، زنجیره‌واره‌ای را می‌سازند که مبنای پایه‌ای ساختار ناخودآگاه را می‌بندد. زنجیری که از یک‌سوی گذشته را به آینده می‌پیوندد (در ژرف) و از سوی دیگر فرد را به خواهران و برادران و دوستان (در سطح) (تصویر یک)

۶- پذیرش دیگران، به‌گونه‌ای سخن گفتن است با گوشی باز، گوشی که در یک زمان هم سخن دیگری را می‌شنود و هم سخن خویشتن را، چون کوششی پیگیر و مستمر. چون گوش فرادادن به آرزوها و امیال پنهان و ژرف و درونی خویش و در همان زمان شنیدن این آرزوها و امیال در دیگری. فرد آدمی در رفت و بازگشتی است همیشگی میان نهاد ژرف خودخواه و خوداندیش و گرفتار خویش و من برتری که میوه اخلاق و فرهنگ و آموزش‌های اجتماعی اوست. بنا براین فرد، چندگانه است چون دیگران. پذیرش دیگران، به‌گونه‌ای، پذیرش این چندگانگی در خود و در دیگران است. چندگانگی پوینده.
۷- پذیرش دیگران. باور بر این مفهوم است که ارزش‌های ما از زمان، از زمان‌های بسیار دور تا به این‌جا رسیده‌اند و درس بزرگ تاریخ تمدن انسانی درس صبر و متانت و بردباری و حکمت است. ارزش‌ها و اصول در طول زمان خود را برجای می‌نشانند و تثبیت می‌کنند. زندگی قدیم است.
۸- پذیرش دیگران. یگانگی در چندگانگی است. فردی در میان دیگران. همان‌گونه که گنجینه دانسته‌های ما، واگذاشته تمامی آدمیان است برای ما و فرزندان ما. اگر امید کوچکی بر دریافت و شناخت هستی است، این امید در آینده است نه در گذشته. دو شاخه تز و آنتی‌تز در شناخت به دو شاخه گذشته و آینده نیازمند است. پدیده‌ها و ارزش‌های شناخته شده پدران ما در دل واژه‌ها و زبان و گفتار و نمادها به‌ما رسیده‌اند. روزی این دانسته‌های ناخودآگاه پنهان در واژه‌ها از ناخودآگاه به آگاهی ما خواهند رسید.
۹- ارزش‌گذاری بر دیگران نوعی هماهنگی درونی هرکدام ماست. چون نرم سنگ‌های کف رودخانه‌ها که عبور آب روان صدها هزار ساله آن‌ها را صاف و یک‌دست کرده است. در درون هر فرد ارزش‌های برجا مانده هزاران ساله‌ای وجود دارند که ذره‌ذره ساخته و پرورده شده‌اند.
۱۰- پذیرش دیگران به‌گونه‌ای گرامی داشتن تداوم است. در طول تکامل و مراحل آن نه اولین روز وجود دارد نه آخرین روز. همه‌چیز در نوعی حرکت و پیوستگی است. نگاهی یگانه به فرهنگ آدمی داشتن. چون انگاشتن فرهنگ‌های گوناگون که ریشه در یک فرهنگ مشترک آدمی دارد. همه از یک پدر و مادر فرهنگی زاده شده‌ایم و ارزش‌های نهانی و ناخودآگاه پنهان در واژه‌ها و نمادها از آن همه است و از آن هیچ‌کس نیست. هر فرد آدمی چون موزه‌ای باستان‌شناسی در درون ژرف خود، نهادها و واژه‌های فرهنگی نسل‌ها را به دوش می‌کشد.
دردها، شادی‌ها، تجربیات پدران ما، زندگی اینان در برخورد با واقعیت در هر انسان ناطق حک شده است. هیچ مذهب، جهان‌بینی، هیچ فرهنگ و هیچ گروهی از آدمیان امروزه نمی‌تواند خود را سازنده و مخترع واژه‌ها و نمادها و زبان‌ها بداند. روانکاوی بالینی و پژوهش‌هایش بر ساختار واژه‌ها و نمادها گواه بر آن‌ست که: هر فرد آدمی در مقابل زبان و واژه و ساختار ناخودآگاه برابر است و همه به‌گونه‌ای برابر آزادیم که از این دریای شناخت سود بجوییم.
دسترسی به شناخت کارکرد «ناخودآگاه» یا تجربه دستیابی به این کارکرد شناخت «این بیگانه» درون ما یک‌بار برای همیشه خود را با دیگری در یک پایه و در یک ارزش قرار می‌دهد. دوست داشتن دیگری چون خود. دیگری نزدیک به خود همان هماهنگی یافتن و پذیرش بیگانه‌ای در خود است.






 ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 http://news.gooya.eu/politics/archives/2011/10/130357.php

يكشنبه 8 آبان 1390

پاسخ به مقاله مسعود نقره‌کار: "و چه قصاب‌خانه‌یی‌ست این دنیای بشریت"، حسن مکارمی

حسن مکارمی
در مقاله اخیر خود به نام، "و چه قصاب‌خانه‌یی‌ست این دنیای بشریت" خواننده را مخاطب قرار داده و می‌پرسید: به‌راستی این‌جا اگر قصاب‌خانه نیست، پس چیست؟ عنوان نوشته و پرسش بی‌واسطه شما مرا بر آن داشت تا بگویم دوست گرامی، همکار عزیز: نه، بر خلاف نوشته زنده‌یاد شاملو دنیا قصاب‌خانه نیست. نه نیست

دوست گرامی آقای نقره کار، بی‌گمان شما یکی از دست به قلمان شجاع، خستگی ناپذیر، نکته بین و با فرهنگ ایرانی خارج از کشور هستید که با تلاشی پیگیر و آنهم از زوایای گوناگون چشمی بیدار به آنچه در جهان و بویژه در ایران عزیز می‌گذرد، دارید. حساسیت شما در بی‌ارزش شمردن جان آدمی در سراسر گیتی، لیبی، ایران، رواندا، بوسنی، کامبوج، سودان... و آموزش رسمی و پنهان انسان کشی توسط دولت‌ها، سازمان‌ها ونهاد‌ها، بویژه چشم پوشی و مدارایی که برای همگان درد آور است، بسیار ارزشمند است. تلاش شما در یاد آوری جنایات بر علیه بشریت در کشتار بی‌رحمانه و دد منشانه سال ۱۳۶۷ مایه افتخار ما دوستداران و مدافعان حقوق بشر است. در برابر این همه تلاش سرتحسین فرود می‌آورم و دست و روی شما را می‌بوسم.

در مقاله اخیر خود به نام، «و چه قصاب خانه یی ست این دنیای بشریت» در انتها خواننده را مخاطب قرار داده و می‌پرسید: به راستی اینجا اگر قصاب خانه نیست، پس چیست؟ عنوان نوشته و پرسش بی‌واسطه شما مرا برآن داشت تا بگویم دوست گرامی، همکار عزیز: نه، بر خلاف نوشته زنده یاد شاملو دنیا قصاب خانه نیست. نه نیست.

به حجم دنیای انسان برویم به حدود صد هزار سال تلاش هموسپین سپین بنگریم. از شبهای لرزان در عمق غار‌ها در پناه آتش، از وحشت حیوانات وحشی تا توان پای گذاردن بر کره ماه. از نقاشیهای پیش از تاریخ بیش از هشتاد هزار میدان و پنج ملیون کار با ارزش در پنج قاره جهان تا اختراع خط و شهر نشینی و دولت، از اختراع نخستین نشانه‌های رفتاری برای انتقال و ارتباط با دیگری حدود یک میلیون سال پیش تا به کارگیری هجا در زبان و پیدایش بیش از یکصد و چهل هزار زبان تا دو بار مهاجرت دسته جمعیی انسان از آفریقا تا آفریقا در طول یکصد و هشتاد هزار سال برای کشف و بهره گیری از پیرامونش، نه دوست گرامی دنیا قصاب خانه نیست. نه نیست.

به سیزده میلیارد انسانی که تاکنون به دنیا آمده‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها زنده‌اند عمیق‌تر بنگریم، سری به موزه‌های جهان بیافکنیم، به میلیارد‌ها کتاب و نوشته و کشف و اختراع آدمی بیاندیشیم. به صد‌ها میلیون انسانی که شبانه روزدر کارخانه جهان ما در مشاغل جانفرسا چون پرستاری، آموزش و نگهبانی و تولید آب و برق و وسائل رفاهی و امنیتی برای دگر شهروندان این دنیا مشغولند و فروتنانه تلاش دارند تا سلامت و امنیت و رفاه دیگران را فراهم سازند بیاندیشیم، نه دوست گرامی دنیا قصاب خانه نیست. نه نیست.

بی‌گمان ظلم و جنایت و بی عدالتی، کشتار جمعی، خشونت یکی از همراهان آدمی از‌‌ همان روز نخست بوده‌اند. از یاد نبریم که پدران ما تا بیست هزار سال پیش با نئاندرتال‌ها همزیستی داشته و سپس آن‌ها را برای همیشه از بین برده‌اند. از یاد نبریم کشتارهای بزرگ تاریخی پیرو حملات اسکندر، مغول، تیمور، آغا محمد خان قاجار، نادر شاه افشار در هند، شاه عباس در گرجستان، اروپاییان و کشتار بومیان امریکا، برداره داری قدیم و مدرن، ولی تاریخ فقط کشت کشتار نیست. و دنیا یک قصاب خانه نیست. نه نیست.

جهانی که مادران و پدران ما برای ما به ارمغان گذشته‌اند در هر کنارش زیبایی شعر حافظ و گوته و ترانه‌های عاشقانه مردمی است که حکایت از فداکاری‌ها و جان گذشتگی‌های شیفتگان بشریت، مادران شب بیدار و زحمت کشانی است که نان همسر و فرزاندان را با خود به خانه عشق و صفای خود آورده‌اند.

ما وارثان بتهون، ابن سینا، گوتنبرگ، گاندی، نلسون ماندلا، فردوسی، افلاطونیم. ما از هر گوشه و کنار این جهان، از هر گیاه و حیوان، از هر رود و دریا در خدمت رفاه و پیشرفت و فرهنگ آدمی سود برده‌ایم. بیش از یک میلیارد از فرزندان ما در مدارس دانشگاه‌های سراسر گیتی می‌آموزند و آموزش می‌دهند. و حق با شماست هنوز در راه برقراری و پایداری حقوق بشر در سراسر کره خاکی آنهم برای همه آنهم بی‌وقفه راه بسیاری داریم. چگونه می‌توان فرع را به اصل تبدیل کرد؟ چگونه می‌توان آنهمه تلاش را ندید و تنها به خط جنایت آدمی اشاره کرد و یکباره چون شاملو؛ دنیا را قصاب خانه دید. نه دوست گرامی دنیا قصاب خانه نیست. نه نیست.

چگونه من و شما می‌خواهیم با فرضیه قصاب خانه شمردن دنیا به جوانان وطنمان بگوییم، به پا خیزید، در راه علم و دانش بیشتر و پیش‌تر بروید. اگر چه استبداد و بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی غارت، فساد و جنایت چهره سی سال حکومت ایران را گرفته است ولی همینجاست که باید بیشتر جنگید با سلاح علم و دانش و بردباری. چگونه می‌خواهید با ساکنان این دنیای قصاب خانه بگویید که در راه سازندگی خانه و کوی و شهر و وطنتان بکوشید. چگونه می‌توانید درس فریدون بودن به آن‌ها بدهید. چگونه می‌خواهید نیمی ازساکنین ایران را که کمتر از سی سال دارند و در این سال‌ها جز قصه تکراری کوتاه بینی ساکنان تمامی وسائل ارتباط جمعی و امکان گرد همایی چون مساجد.. را نشنیده‌اند به آینده‌ای زیبا و پر تلاش و سالم امیدوار سازید. گیرم که آن‌ها هم سخن شما و شاملو را باور کردند، آنگاه شما در این قصاب خانه خیالی چه راهی پیش پای آن‌ها گذاشته ا ید. نه دوست گرامی دنیا قصاب خانه نیست. نه نیست.

دنیا ی ما مکانی است که دیر یا زود ميلیون‌ها عاشقان ایران و سازندگی و بهروزی مردم در خارج از کشور به همراه ميلیون‌ها جوان با فرهنگ، سکان کشتی ایران را در دست خواهند گرفت. با بیداری به تاریخ و فرهنگ خود خواهند نگریست، جنایتکاران را رسوا خواهند کرد، در گرد پرچم تفاهم و همزیستی متقابل به همسایگان جمع خواهند شد، کشتار آدمی را برای همیشه از خاطره‌ها خواهند برد، از گوناگونی و غنای فرهنگی ایران سود خواهند جست و تمامی توان طبیعی و فرهنگی خویش را به خدمت خواهند گرفت.
نه دوست عزیز دنیا قصاب خانه نیست، پس چیست؟

دنیا خانه بزرگی است با هفت میلیارد همسایه. با بیش از یک میلیارد خانواده و پدر و مادر و ميلیارد میلیارد رابطه دوستی و مهر و عشق و احترام، با آرزوی برقراری هر چه بیشتر رفاه و عدالت و انسانیت، مسیری که نیاکان ما با سر بلندی وبیش از یک ملیون سال است که می‌سپارند. دنیای جاندار در طی بیش از سه میلیارد سال خود را بیشتر و بیشتر در مقابل مرگ و نیستی مقاوم می‌کند. امروز مجموعه این جهان بسیار توانمند‌تر از روز پیدایش حیات است. این تنها قانون ماندگار ماست. دنیا، دنیای کار و تلاش وسازندگی و پیشرفت است و این است چکیده اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد احترام همه ما، دنیا آقای نقره کار دنیای احترام به حقوق بشر است، دیر یا زود.

حسن مکارمی
روانکاو، پژوهشگر سوربن
پاریس، اکتبر ۲۰۱۱


Published from gooya news {http://news.gooya.com}
Copyright © 2009 news.gooya.com
All rights reserved for the original source


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 فیلم متن سخنرانی در سه قسمت:

symbolisation calligraphie part 1, 2 et 3

 

http://www.youtube.com/watch?v=mowJcBAdxa4

http://www.youtube.com/watch?v=6sLobPj8Nrw

http://www.youtube.com/watch?v=Wr9fiuzqzn4



2011

دوست و همکار گرامی

گردهمایی آینده انجمن پزشکان دندان پزشکان و داروسازان ایرانی مقیم فرانسه روز جمعه 17 ژوئن 2011 ساعت 19.30 در نشانی زیر برگزار می شود.

 

                        10, rue Dr. Blanche

                        75016 Paris ( Métro Ranelagh ou Jasmin)

 

دربخش نخست سخنرانی آقای نادر آقاخانی، درباره "اهل هوا، نگرشی روانکاوانه" خواهد بود.

در سواحل جنوب ایران گروهی به نام اهل هوا زندگی می کنند. مراسمی که این گروه برگزار می کنند برای برای برقراری ارتباط با بادی است که در بدن شخص وارد شده و موجب ناراحتی و بیماری آن شخص شده است.

با توضیح درباره تسخیر به وسیله باد،تشریح یک فرد بادی و تشبیهشان با چند مورد از تحلیل های روانکاوانه از باد، نفس و تسخیر قصد داریم که معنی این مراسم و آنچه که در آنها تاثیر گذار هست را درک کنیم.

نادر آقاخانی – دکتر روانشناس، روانشناس در صلیب سرخ، روانکاو

 

در بخش دوم آقای حسن مکارمی صحبت خواهد کرد. موضوع سخنرانی: تداوم زنجیره انسانی: از نمادپردازی تا خوشنویسی
تلاش خواهم کرد تا میوه پژوهش خویش را با در میدان دید قرار دادن  حضور انسان در هستی ، در پهنه جایگاهی  ( زمان - مکان) هر چه فراگیر تر  و در پرتو دست آواردهایش تا آنجا که در توان است شرح دهم. از تجربیات جادوگران قبیل اولیه تا هنرهای پیش از تاریخ ( پنجاه هزار سال پیش) ،  از نخستین تلاش های نماد سازی تا اختراع نوشتار ، از نخستین نشانه های  هنر, موسیقی و رقص تا نقطه همسویی این دو : نوشتار و هنر که آن را به سادگی خوش نویسی مینامیم . و در این میان اوج این پدیده ، خوشنویسی نستعلیق . و با ارایه  نمونه هایی از کارهای خود ، با هم سفری به پهنه  رابطه تنگاتنگ این خوشنویسی و طبیعت ایران خواهیم رفت

حسن مکارمی – رانکاو بالینی، نقاش و خوش نویس، پژوهشگر سوربن

 

از طرف  شورای کارداران :  دکتر ضامنی سرابی

 

Bonjour à tous,

La prochaine réunion publique de l’AMDPI est prévue le

Vendredi 17 juin 2011 à 19h30 à l’adresse suivante :

            10 rue du Dr Blanche, 75016 Paris (Métro Ranelagh ou Jasmin)

 

            Dans la première partie de la réunion, Monsieur Nader Aghakhani, Docteur en psychologie, psychologue à la Croix Rouge Française, psychanalyste, parlera  de « Les gens de l’air, une lecture psychanalytique ».  Dans les régions côtières du sud de l’Iran vit une communauté appelée les gens de l’air. Les cérémonies qui sont organisées en son sein servent à créer une relation entre un bâdi et le vent qui le possède et qui se trouve à l’origine de sa souffrance et sa maladie. En reprenant le trajet d’un bâdi dans une mise en parallèle avec des théories psychanalytiques concernant le vent, le souffle et la possession, nous voulons saisir le sens de ces cérémonies et ce qui fait leur efficacité.

            Dans la deuxième partie de la réunion, Monsieur Hassan Makaremi, Psychanalyste, peintre et calligraphe, membre de l’équipe de recherche Sorbonne, interviendra sur « Continuité de notre chaîne humaine : De symbolisation à la calligraphie. Nous développons le résultat  de notre recherche, pour mettre la  présence de l’ «Homme » dans l’univers,  à la lumière des fruits de ses efforts, dans un décor de l’espace-temps le plus grand possible. La calligraphie monte au sommet et nous montre le sommet. Un sommet au quel, l’ensemble des fruits de nos inventions sont gracieusement, harmonieusement et efficacement réunis : La symbolisation, la poésie, la danse, l’art plastique et  la musique. Le résultat de mes recherches de plus de  vingtaines d’années que je vous expose via la présentation de quelques de mes tableaux, sera un exemple par mis des nombreuse exemples.

 

CA de l’AMDPI



^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Paris mai 201  20ème Exposition Collective


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^



Les vidéos de ce programme

http://www.youtube.com/watch?v=V6-IIi2yvtA

http://www.youtube.com/watch?v=LYg1Cr1AGq8

 





رادیو زمانه

 http://www.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/05/27/4272

شعر ایران و آواز بنان در جشن

واره‌ی جهانی یونسکو

جمعه, 03/06/1390 - 13:20

گزارشی از جشنواره‌ی جهانی گونه‌گونی فرهنگ‌ها در پاریس با شعرخوانی حسن مکارمی و مینا راد
ایرج ادیب زاده

 
ایرج ادیب‌زاده - شعر یکی از کهن‌ترین گونه‌های ادبی و شاخه‌ای از هنر است. شعر می‌تواند نقشی در گونه‌گونی فرهنگ‌ها و نزدیکی ملت‌ها بازی کند. با این هدف یونسکو بنیاد فرهنگی، تربیتی و علمی ملل متحد، با برپایی جشنواره‌ی جهانی گونه‌گونی فرهنگ‌ها در ماه می ‌هر سال تلاش می‌کند به این هدف نزدیک‌تر شود:



[شعرخوانی با صدای حسن مکارمی:]
تولد، کودکان بازی
نوجوانی، سرزندگی
ناگاه مسافری بی‌هدف
برف و گمشده‌‌گی برگ‌های خزان
بازگشت و دوران آخرین
نوازش، آتش، آه
خیره شدن بر کبوتران پرواز آنسوی پنجره
گربه‌ی خانه‌ی ما
بوی لذت می‌آورد.
(...)
باغچه با آمدنت
ترانه‌ی آبپاش قدیمی را می‌خواند
و آیینه و شمعدان طاقچه
در یاد عروسی مادربزرگ
و من برای آمدنت
تن‌ها چشمانم را برق انداخته‌ام.
(...)
در جشنواره‌ی جهانی امسال گونه‌گونی فرهنگ‌ها که روز ۱۷ ماه می‌ در تالار شهرداری «یکم پاریس» برپا شد، شاعران و هنرمندانی از ملیت‌های انگلیسی، عربی، اسپانیایی، فرانسوی، فنلاندی، یونانی، ایتالیایی، ژاپنی، ماداگاسکاری، روسی و ایرانی شرکت داشتند. آن‌ها شعر‌هایشان را به زبان اصلی و ترجمه‌ی فرانسوی آن خواندند و ترانه‌ها و آوازهایی از آن ملت‌ها به ترنم درآمد.
 
از ایران «حسن مکارمی» شاعر و نقاش خط و همسر روزنامه‌نگار و شاعرش «مینا راد» در این جشنواره شرکت داشتند. آن‌ها شعرهایی از کتاب منتشرشده‌ی «پیانو با چهار دست» را به فارسی خواندند، همراه با ترجمه‌ی فرانسوی اشعار کتاب که در واقع شعرواره‌هایی‌ست از آنچه در زمان و زندگی روزمره برای شاعر ‌‌ پیش آمده است. سپس چند بیتی از غزل حافظ را عرضه کردند و بعد یکی از ترانه‌های زیبای «گل‌های جاویدان» با صدای ماندگار «بنان» پخش شد.
 
شعر و ترانه و نزدیکی فرهنگ‌ها به یکدیگر
 
حسن مکارمی شاعر، زاده‌ی شیراز و نقاش خط درباره‌ی هدف‌های جشنواره‌ی گونه‌گونی فرهنگ‌ها توسط بنیاد یونسکو می‌گوید: «یونسکو روز ۱۹ می‌ هر سال را روز گونه‌گونی فرهنگ‌ها معرفی کرده است. به همین مناسبت تلاش می‌کند هفته‌ای را که در آن ۱۹ می‌ هر سال واقع شده است، جشنواره‌ای در شهر پاریس ترتیب دهد و از طریق امکانات فرهنگی مختلف به مردم نشان دهد که غنای گونه‌گونی فرهنگ‌ها به گونه‌ای است که می‌تواند همه‌ی ما را به سوی یکدیگر ببرد. این فکر اساسی در این روز باارزش این است که گرچه ملت‌ها و فرهنگ‌ها با هم گونه‌گون‌اند، ولی در این تنوع غنایی‌ست و از این غنا باید بهره و لذت ببریم. به همین دلیل یا به شکل سخنرانی و کنفرانس و یا به شکل اجرای برنامه‌های هنری، یونسکو سعی می‌کند در مکان‌های مختلف برنامه‌هایی ترتیب دهد که مردم بتوانند از تنوع فرهنگ‌ها و غنای آن بهره‌مند شوند.
 
ما در جشنواره‌ی امسال در شهرداری منطقه‌ی یک پاریس به کمک دوستان دیگر برنامه‌ای اجرا کردیم. این برنامه «مسافرت» و به این شکل بود که هر کس بهترین‌ نمونه‌های مسافرت را در فرهنگ خودش، چه درونی و چه بیرونی، به زبان محلی، بومی و فرهنگی خودش مطرح می‌کرد. همچنین به زبان فرانسه که ترجمه‌اش را هم متوجه شویم. در کنار این شعرخوانی از ملت‌های گوناگون موسیقی و آوازهای آن ملت‌ها نیز پخش می‌شد و همه با هم ترانه‌ها و آواز‌ها را همراهی می‌کردند. به این ترتیب ما از ۱۲ ملیت مختلف شعر و ترانه داشتیم و همه هم کسانی بودند که به شکلی عشق می‌ورزیدند به این تنوع فرهنگ‌ها.»
انتخاب شاعران و هنرمندان حاضر در جشنواره‌ی جهانی گونه‌گونی فرهنگ‌ها همه ساله جدا از خواسته‌ی دولت‌ها صورت می‌گیرد. به این جهت این جشنواره بیشتر بر مبنای خودجوشی و توان هنرمندان شکل می‌گیرد. حسن مکارمی درباره‌ی این موضوع می‌گوید: «یونسکو تلاش دارد مسئله‌ی تنوع فرهنگ‌ها را جدا از دولت‌ها به اجراء درآورد و بیشتر روی خودجوشی افراد حساب می‌کند. دو سه نفر از بنیان‌گذاران این گروه از افرادی هستند که سال‌ها در یونسکو کار کرده‌اند و حتی مبتکران این جشن تنوع فرهنگی بودند. این اشخاص دورهم جمع شدند و از دیگران هم کم‌کم دعوت کردند و به‌تدریج گروهی به شکل بسیار خودجوش و در یک حرکت بطئی شکل گرفت. به این صورت که اگر یک نفر کسی را می‌شناخت، مثلاً خانمی فنلاندی یا ژاپنی را می‌شناخت، از او دعوت می‌کرد. این کاری است که در عمل شکل گرفته و تقریباً چند ماهی هست که به‌تدریج ما به‌هم نزدیک‌تر شدیم و هر کسی سعی کرد هدیه‌ای از فرهنگ خودش را به این جمع اهداء کند.»
 
جشنواره‌ی گونه‌گونی فرهنگ‌ها و سفر
 
«مینا راد» در مورد موضوع امسال جشنواره‌ی جهانی گونه‌گونی فرهنگ‌ها می‌گوید: «امسال موضوع جشنواره سفر بود، در تفاوت فرهنگ‌ها. ما به شکلی می‌خواستیم بگوییم که چند نوع سفر است، مثل سفر به کشورهای دیگر و... یک نوع سفر هم هست، سفر به درون خود که به قول بعضی‌ها شاید بهترین سفر‌ها باشد. چون وقتی آدم به درون می‌رود، خود و دنیای خود را پیدا می‌کند و دنیای عظیمی را در درون‌اش بازمی‌یابد. ما از این سفر درونی از طریق شعر و اشعاری که به دو زبان گفته بودیم، برای مردم گفتیم. از طریق این اشعار مردم توانستند هم به دنیای فرهنگی ایرانی سفر کنند و ایران را بهتر بشناسند و هم توانستند سفری کنند به دنیای درونی، اینکه چگونه انسان می‌تواند حس درونش از یک زندگی روزانه‌ را به شعر درآورد. واکنش مردم هم خیلی جالب بود. چون وارد بازی شدند و از نگا‌ه و احساسشان مشخص بود که این شعر‌ها را می‌فهمند.»
حسن مکارمی و مینا راد چند شعرواره از کتاب «پیانو با چهار دست» را، که در جشنواره‌ی امسال به دو زبان فارسی و فرانسه عرضه شد، برای ما می‌خوانند:
[شعرخوانی با صدای مینا راد و حسن مکارمی]
دستان حریر دخترک
از پرده‌ی جهان
آرزوی دیرینه‌ی زنان را پاک می‌کند
و دیگر می‌شود.
.......
آینده‌‌ همان کودکی‌ست
که با لبخند در کناره‌ی لب نشسته است
و تنها دل را می‌فهمد.
.......
یک حجم زندگی
در بادکنک تنهایی من
و بازهم جا هست.
.......
شبنم بیدار می‌شود
پاکی شب‌مانده‌ای
برگ را می‌شوید.
......
قناری که می‌خواند
بودن با تو مخمل می‌پوشد.
......
باغچه با آمدنت
ترانه‌ی آبپاش قدیمی را می‌خواند
و آیینه و شمعدان طاقچه
در یاد عروسی مادربزرگ
و من برای آمدنت
تن‌ها چشمانم را برق انداخته‌ام.
از مجموعه‌ی «پیانو با چهاردست، مینا راد»
 
دو غزل از حافظ و ترانه‌ای از بنان
 
حسن مکارمی درباره‌ی درباره‌ی چند و چون گزینش غزل‌هایی از حافظ و ترانه‌ی «بنان» در این جشنواره می‌گوید: «دو شعر از حافظ انتخاب کرده بودیم. برای اینکه انتخاب خیلی محدود بود. به‌هرحال رفتیم به سوی قله‌ی ادبیات و شعر پارسی: «دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران/ چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست»، انتخاب دیگرم این بود: «تا دل هرزه‌ گرد من رفت به چین زلف او/ زآن سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند». در مورد بنان به ما گفته بودند قطعه‌ای انتخاب کنید، یک یا دو دقیقه، که شاخص موسیقی یا آواز ایرانی باشد. ما فکر کردیم قطعه‌ای از بنان در گل‌ها بیاوریم که این قطعه یک حالت نوستالژی و یادی از دورانی باشد که موسیقی حق حیات و حق زندگی داشت و فرهنگ‌ و هنرش، ادامه‌ی آن شش‌ ـ هفت هزار سال بود، که داشتند به اوج می‌رسیدند. ما خواستیم بگوییم، و به همه اعلام کردیم، که این فریاد بنان یادآور این نوستالژی است. اینکه موسیقی ایران بیش‌ از ۳۰ سال است در زندان و در خفقان است. بله، خواستیم این حس را به مردم منتقل کنیم.»
اما جایگاه شعر در دنیای امروز در کجاست؟ جای شعر فارسی در مجموعه‌ی شعر جهان در کجا قرار دارد؟ کدام شاعر معاصر ایرانی بیشتر از همه در بین فرانسویان شناخته شده است؟ مینا راد درباره‌ی این موضوعات می‌گوید: «شعر در واقع یک پل است، هم به درون فرهنگ‌ها و هم به درون انسان‌ها. با شعر است که مردمانی از فرهنگ‌های دیگر می‌توانند به فرهنگ‌هایی که با آن بیگانه هستند وارد شوند، و شاید شعر نو فارسی، یا شعر کوتاه‌ به شکلی که ما گفتیم، بتواند جای خاص خودش را پیدا کند و مردمی که فرهنگ‌ دیرینه‌ی ایران را نمی‌شناسند، شاید بتوانند از طریق شعر راهی پیدا کنند به فرهنگ غنی ایران و آن را به گونه‌ای دیگر دریابند. به‌خصوص با شعرهای نویی که ما گفتیم که رابطه دارد با زندگی روزمره، با احساس، با عشق، با روابط اجتماعی و روابط انسانی. به نظر من در فرانسه فروغ فرخ‌زاد را بیشتر از شاعران معاصر دیگر ایران می‌شناسند. چون زحمات بسیاری برای ترجمه‌ی اشعار فروغ انجام شده و فروغ فرخ‌زاد جای خودش را در میان مردم کشورهای دیگر باز کرده است.»
حسن مکارمی هم درباره‌ی رابطه‌ی مردم فرانسه با شعر و نیز چگونگی شناسانده شدن شعر ایران و فرهنگ ایران به فرانسوی‌ها می‌گوید: «درباره‌ی رابطه‌ای که مردم فرانسه با شعر ایران دارند، باید بگویم طی ده سال گذشته ما شاهد آن هستیم که تعداد بسیار زیادی به‌ویژه از اشعار نو فارسی ترجمه شده است، به‌ویژه با تلاش ایرانیانی که در فرانسه مستقر شده‌اند. مانند اشعار سهراب سپهری که البته ترجمه شده بود و باز ترجمه‌ی تعداد دیگری از کار‌هایش ادامه پیدا کرده است. یا اخوان ثالث و یا،‌‌ همان‌طور که خانم راد گفتند، فروغ فرخ‌زاد. نمونه‌ی دیگری را مثال بزنم که شاخص معتبری است. در فرانسه تاکنون مترجمان سه بار تلاش کرده‌اند که همه‌ی غزلیات حافظ را ترجمه کنند. بار اول به صد غزل قناعت کردند، نتوانستند جلو بروند. بار دوم صدو پنجاه تا و این‌بار در سال ۲۰۰۶ آقای شارل هانری دو فوشه کور Charles- Henri de Foushécour توانست مجموعه‌ی پانصد غزل حافظ را ترجمه کند و برای اولین بار استقبال بسیار زیادی از این ترجمه شد. منظورم این است که چه در زمینه‌ی شعر کهن و چه شعر نو، مردم با فرهنگ فرانسه از یک‌طرف و ایرانیان مقیم فرانسه از طرف دیگر، شروع کردند به نوعی تبادل فرهنگی. به‌هرحال مهاجرت بزرگ ایرانیان گرچه دردآور بود، ولی ثمره‌ی فرهنگی‌اش بسیار مثبت است.»
با این تفاصیل این پرسش پیش می‌آید که آنچه که در جشنواره‌ی گونه‌گونی فرهنگی از قلمرو شعر ایران عرضه شد، چه جایگاهی در میان فرهنگ‌های دیگر به‌دست آورد؟ حسن مکارمی می‌گوید: «اولین ویژگی شعر فارسی که توسط ما گویندگان شعر فارسی خوانده و اجرا شد، با توجه به هماهنگی‌اش با ترانه‌ی بنان و آن دو بیت حافظ، احساس من این است که هماهنگی و همخوانی بیشتری داشت. ما سعی کردیم جایگاه شعر فارسی را در مجموعه‌ی شعر دنیا نشان دهیم و فکر می‌کنم توانستیم این‌کار را انجام دهیم.»
عکس‌ها:
از ایرج ادیب‌زاده، جشنواره‌ی جهانی گونه‌گونی فرهنگ‌ها در پاریس
در همین زمینه:
::حافظ از نگاه یک روانکاو، گفت و گو ایرج ادیب‌زاده با حسن مکارمی::
::پبانو با چهاردست، گفت‌و‌گو ایرج ادیب‌زاده با مینا راد::
 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

a new interview about the actuality in Iran in Liberation french news papaer:

http://www.liberation.fr/monde/01092338426-le-mauvais-sort-d-ahmadinejad


Le mauvais sort d’Ahmadinejad

Récit

La contestation démocratique écrasée, les clans au pouvoir en Iran se déchirent : les religieux proches du Guide suprême s’en prennent à l’entourage d’un président qu’ils disent «envoûté».

Par JEAN-PIERRE PERRIN


Le président iranien Mahmoud Ahmadinejad, le 29 novembre 2010 à Téhéran. (© AFP Behrouz Mehri)

Mahmoud Ahmadinejad a-t-il été envoûté et dirige-t-il l’Iran avec les djinns, les yogis ou les sorciers ? C’est ce que lui reprochent depuis plusieurs semaines les courants religieux iraniens les plus conservateurs qui visent en particulier son âme damnée, Esfandiar Rahim Machaie. L’attaque a été portée notamment par l’ayatollah Mohammad Taqi Mesbah Yazdi, qui, c’est l’une des surprises de cette affaire, passait jusqu’alors pour le mentor et le guide spirituel du président iranien. Dans la presse, le religieux a reproché ouvertement à Mashaie de tenir Ahmadinejad «dans sa main» : «J’ai dit à des amis proches qu’il a été envoûté à 90% […]. Je ne sais pas s’il s’agit d’hypnotisme, d’envoûtement, de relations avec des yogis […] mais il y a quelque chose d’anormal.» Le Président «a dix amis, en met neuf de côté, et justifie tout ce que fait le dixième», a-t-il déploré dans une allusion claire à Mashaie, lui reprochant aussi de vouloir créer «une organisation franc-maçonne». L’affaire a déjà conduit plusieurs proches de Machaie, présentés comme des «sorciers», en prison. L’un d’eux, Abbas Ghaffari, a été décrit, selon le site iranien Ayandeh.com, comme «un homme avec des capacités spéciales dans le domaine de la métaphysique et avec des relations avec les mondes inconnus».

A travers cette nouvelle bataille qui saisit l’Iran, à présent que le camp réformateur a mordu la poussière, que ses deux ténors Mir Hossein Moussavi et Mehdi Karoubi sont en liberté surveillée, se dévoilent deux factions qui, le danger d’un renversement prochain du régime étant écarté, aspirent à en découdre. Première faction : celle d’Ahmadinejad et de Machaie, le dauphin du président et dont le fils a épousé sa fille. Les deux hommes veulent un Iran débarrassé de la caste des religieux réactionnaires hostiles à toute modernité. Pour porter l’offensive, Mashaie joue le rôle de boutefeu en tenant des propos ultranationalistes qui exaltent la culture iranienne préislamique ou en défendant l’existence d’«une école iranienne de l’islam», cequi fait hurler les ayatollahs. Il est aussi libéral sur certaines questions culturelles et aurait même déclaré, en 2008, que «l’Iran était l’ami du peuple israélien», fâchant un peu plus certains hauts religieux qui ne sont pas exempts d’antisémitisme. A l’inverse, la faction des religieux, qui contrôle la justice, ne veut au contraire ne rien céder. L’ayatollah Mesbah Yazdi souhaite même que les clercs contrôlent 100% du pouvoir. Aussi, Mashaie est-il perçu comme une menace. D’où l’actuelle contre-offensive dans le but d’arriver au moins au limogeage de Mashaie, accusé aussi de «déviationnisme» et hérésie, deux charges très graves…

Barbouzes. Dans ce conflit, la question du contrôle des services secrets est essentielle. Ceux-ci ont la haute main sur les élections. D’où le récent limogeage du ministre du Renseignement, Heydar Moslehi, par Ahmadinejad au grand mécontentement des religieux. Raison de cette mise à l’écart : le chef des barbouzes avait lui-même tenté de se débarrasser d’un adjoint de Mashaie.

C’est alors que le Guide suprême, l’ayatollah Ali Khamenei, a fait irruption dans la mêlée en imposant son veto à ce limogeage d’un homme qui est proche de lui. Ce coup de frein à la mise sous tutelle de tout l’Iran par Ahmadinejad a été évidemment salué par tout le camp ultraconservateur. Pour Ahmadinejad, le choc a été rude. Au point qu’il a disparu de façon spectaculaire pendant douze jours, ce qui a accrédité l’idée qu’il était en pleine dépression nerveuse. Depuis, il est revenu mais il bat désormais pavillon bas. Il a ainsi répondu aux injonctions de la majorité conservatrice du régime qui avait violemment dénoncé sa rébellion en faisant, ces derniers jours, une allégeance marquée à Ali Khamenei.

Élections. Derrière cette guerre entre factions, entre le Président et le Guide, se profilent les élections législatives de 2012 qui prépareront la présidentielle de l’année d’après. Ahmadinejad ne pouvant plus solliciter de troisième mandat, c’est Mashaie qui veut entrer en piste. Inacceptable pour les religieux. D’où la bataille pour contrôler le Parlement. «Ce qui est aussi inacceptable pour les religieux, souligne le chercheur et psychanalyste Hassan Makaremi, c’est qu’Ahmadinejad, en se plaçant sous l’autorité de l’Imam caché [le douzième imam du chiisme, caché selon la tradition depuis 941 et qui doit revenir à la fin des temps, ndlr], sous-entend que l’Iran n’a pas besoin des religieux pour gouverner.» Mais, souligne-t-il, d’autres points séparent les deux camps :«Khamenei et Mesbah Yazdi pensent que les révoltes arabes sont le prolongement de la révolution islamique iranienne de 1979, alors que Mashaie admet que le mouvement peut procéder de certaines demandes démocratiques de la population.»

Actuellement, toute la pression du clergé traditionnel s’exerce sur Ahmadinejad pour qu’il lâche Mashaie, condition nécessaire pour qu’il puisse finir son mandat en paix. Pour le moment, il n’a pas cédé. Mais il apparaît très affaibli par la guerre en cours qui l’a vu perdre le soutien de son mentor, le terrifiant ayatollah Mesbah Yazdi. On l’a vu lors de récentes manœuvres des pasdaran (Gardiens de la révolution), où il n’a même pas été associé.





^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^






دکتر حسن مکارمی، پانزدهمین میهمان سبزلینک


به اطلاع کاربران گرامی می رساند که با عنایت به تحولات جاری کشور، و به وقوع پیوستن اختلافاتی در راس حاکمیت کودتایی، بر آن شدیم که این مسایل را از زاویه دیگر بشکافیم. به همین منظور از جناب آقای دکتر مکارمی، متخصص روانکاو بالینی و تحلیل گر مسایل ایران، دعوت کرده ایم تا پاسخ گوی سئوالات کاربران سبزلینک پیرامون پدیده ای به اسم احمدی نژاد و مناقشات اخیر بین وی و خامنه ای باشند.

 

http://www.sabzlink.com/story.php?id=55694

میهمان سبزلینک »

 

دکتر حسن مکارمی، پانزدهمین میهمان سبزلینک

http://blog.sabzlink.com

http://www.sabzlink.com/modules/upload/attachments/thumbs/makaremi200x200.jpg

 

 

به اطلاع کاربران گرامی می رساند که با عنایت به تحولات جاری کشور، و به وقوع پیوستن اختلافاتی در راس حاکمیت کودتایی، بر آن شدیم که این مسایل را از زاویه دیگر بشکافیم. به همین منظور از جناب آقای دکتر مکارمی، متخصص روانکاو بالینی و تحلیل گر مسایل ایران، دعوت کرده ایم تا پاسخ گوی سئوالات کاربران سبزلینک پیرامون پدیده ای به اسم احمدی نژاد و مناقشات اخیر بین وی و خامنه ای باشند. کاربران گرامی می توانند پرسش های خود را تا ساعت ۱۲ شب یکشنبه به بخش نظرات این لینک در سایت سبزلینک ارسال کنند.

فرستاده شده توسط sabzlink

۱۲روز قبل | ۵نظر
برچسب: میهمان سبزلینک مکارمی

چه کسی به این مطلب رای داده است

 1 احتمالا با توجه به سابقه بحث ها و همچنین جهتی که به این بحث داده شده، تمایل بیشتر به تحلیل شخصیتی احمدی نژاد و... میباشد. اما من از منظری متفاوت مشتاقم که بدانم آیا به لحاظ بحث های اخلاقی مربوط به حرفه روانکاوی، طرح بحث هایی از این دست که به تحلیل شخصیتی و روانکاوی یک شخصیت سیاسی پرداخته می شود فاقد ایراد و اشکال است و آیا می توان نقدی اخلاقی یا حرفه ای به این شیوه وارد کرد؟



 2  با عرض سلام،

جناب آقای مکارمی، شما مطلبی نوشته بودید و از بیماری روانی و شخصیتی احمدی نژاد صحبت کرده بودید.

به نظر شما این که شخصی در عرصه سیاسی یک کشور تونایی آن را دارد که با برنامه ریزی رقبایش را حذف کند و این چنین از نردبان قدرت بالا ر.ود، هر چند که بخشی از مدارج بالا آمدن را مدیون سیاست های خامنه ای و ترس وی از اصلاح طلبان و نیاز به یک فرد مطیع جهت زمینه سازی ولایت مطلقه بوده است، تناقضی با بیمار روانی بودن احمدی نژاد ندارد؟

بخش بعدی سئوال بنده مربوط به شخصیت خامنه ای است. همگان می دانند که خامنه ای در بیشتر سخنرانی هایش به کرات از واژه دشمن استفاده میکند. دایره این دشمنان به قدری وسیع گشته که کروبی از کشتی نظامی که ناخدایش خامنه ای است به قایق تعبیر کرده است. آیا این ذهنیت دشمن پریش، ریشه در مشکلات روحی و روانی دارد؟ و یا تنها ابزاری است برای اجرای سیاست هایش؟ برخی نیز می گویند که دیکتاتورها در سال های پایانی عمرشان، آنگاه که مرگ را کم کم در جلوی چشمانشان می بینند، جنون به سراغشان می آید و حتی اشاره ای که به کشتارهای سال های پایانی زندگی خمینی در تایید این نظریه ارجاع می شود، آیا این نظر را گفته درستی می دانید؟ یا بیشتر می توان حرکات محیرالعقول دیکتاتورها در سال های آخر حکومتشان را به جنگ های قدرت پشت پرده ای نسبت داد،که گروه های پیرامون قدرت برای تصاحب حکومت در فردا ی پس از نبود دیکتاتور تلاش می کنند و حذف رقبا نیز در این زمینه است؟ در مورد خامنه ای امروز و سیاست هایش کدام نظر مصداق دارد؟ این که ایشان بیماری روحی روانی دارد؟ و یا این که سیاست النصر بالرعب، نتیجه تحرکات اطرافیانی است که برای پس از مرگ خامنه ای مهیا می شوند؟




۱۱
روز قبل

 3 جناب دکتر مکارمی - ضمن سلام و خوش آمد - لطفا با بیانی ساده فرق میان یک انسان روانی و سالم را توضیح دهید - بنظر من (نظر غیر کارشناسی) هر کسی که " بطور مستمر" نتواند در میان واقعیتها منافع خودش را دنبال کند و به خودش ضرر و صدمه بزند - یک ادم روانی و بیمار است- ایا احمدی نژاد و خامنه ای قادر به تشخیص واقعیتها و حفظ منافع خود نیستند؟ سوال دوم من این است که اگر این دو نفر بیمارند چگونه است که به میلیونها انسان سالم و عاقل تسلط پیدا کرده و حاکم شده اند و همه ان عاقلها از پس اینان تا کنون بر نیامده اند؟




۱۰ 
4 روز قبل

سلام و عرض ادب ، همانطور که مستحضر هستید نظریه های زیادی برای افراد سیاسی از نظر روانشناسی داده شده ، مخصوصا طی این مدت برای محمود احمدی نژاد که با کمی بررسی آثار اختلال هیستریونیک را به روشنی در رفتارش شاهد هستیم ، سوالم این هست که آیا شما این بیماری رو برای ایشون تایید می کنید ؟ آیا میشه گفت این فقط یک اختلال هست و به مرض تبدیل نشده ؟ و یا اینکه این فقط یک شباهت هست و اصولا بررسی اختلال های روانی در شخصیت های سیاسی که در شرایط خاص رفتارهای خاص دارند درست نیست ؟



 

 5 جناب دکتر مکارمی - ضمن سلام و خوش آمد

۱
چرا زندانیان سیاسی دیروز از زندانیان سیاسی امروز دفاع نمی‌کنند؟

۲
چرا به جای پیوستن به کسانی که به روشنی در برابر رژیم موضع گیری می‌کنند همچنان چشم به کسانی داریم که بارها ثابت کرده‌اند که نمی‌خواهند ماهیت استبدادی نظام جمهوری اسلامی را بپذیرند؟

۳
بعد از دستگیری موسوی و کروبی که شورای هماهنگس سبز امید اعلام موجودیت کرد. به نوعی رهبری جنبش سبز به بیرون از ایران آمد.این یک فرصت بود یا یک تهدید؟

 

 

 

 

The responses :

 

1        http://www.youtube.com/watch?v=wmBU0C4jHgw&feature=related

 

2        http://www.youtube.com/watch?v=VNFnFB1S49A

 

3        http://www.youtube.com/watch?v=IdJIb9rnuM4

 

 

 4  http://www.youtube.com/watch?v=9_WC5DmlFe8&feature=related

 

 5  http://www.youtube.com/watch?v=Jw3ZZci1kd8&feature=related

 

 6  http://www.youtube.com/watch?v=UIffusYtx6Y&feature=related

 

  7   http://www.youtube.com/watch?v=jlD6JIgKQRk&feature=related

 

 8    http://www.youtube.com/watch?v=SDLZRhmomzg&feature=related


 9    http://www.youtube.com/watch?v=KopssWbzNfU



^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^¨


 

 

اوضاع منطقه ، ایران و افسردگی احمدی نژاد


در نبود داده های شایسته پذیرش،  تنها می توان با پا فشاری بر آنچه به گوش می رسد ، شایعه ها ،  می گویند ها ، کنایه ها،  گوشه ها ، سکوت ها ، .... تلاش در باز سازی نوعی از واقعیت احتیاط  آمیزی کرد و آن را به محک رای همگان کشاند ، تا شاید گوشه ای  از آنچه میگذرد به چشم آید. باد حرکا ت اجتمایی و سیاسی با شدت و ضعف ، بخش وسیعی از کشورهای منطقه را در بر گرفته است  . و چون همیشه دست اندر کاران درونی و بیرونی نقش خویش را بازی می کنند.

مراد ما در اینجا دوباره نگاری این تابلو نیست. آنچه در ایران ما در میدان این باد ها میگذرد مورد علاقه ماست. حرکات اجتماعی اعتراضی  در کارخانه ها , مشکلات اقتصادی روزمره مردم، فشار افزاینده بر زندانیان سیاسی و دگر اندیشان  و خانواده های آنان ,  محدودیت ها ی رسانه ای و محدودیت فضای اینترنتی ، امروزه رنگهای اصلی  زمینه -  نقش های زندگی مردم ایران است. در این میانه خبرهای فراوانی از غیبت احمدی نژاد در ایفای نقش همیشگی خود به گوش می رسد.
این اخبار در  رسانه های معتبر خارج از ایران نیز جای باز کرده اند و اینکه به زودی او در گفتاری تلویزیونی با مردم سخن خواهد گفت. گویی در رهبری سیاسی ایران شکافی ژرف پدیدار  می شود.  و محور این شکاف در یکی از نزدیکان احمدی نژاد ، اسفندیار رحیم مشایی متبلور شده است. باز هم از دور و با قید احتیاط فراوان ریشه این دوگانگی را بشکافیم . اختلاف دید های اساسی  در کجاست:
- اسلام ایرانی یا مکتب ایرانی ، بزرگداشت ایران پیش از اسلام ،  اسلام با نقش کمرنگ تری از معممین، از سویی  و پا فشاری بر نقش ولایت فقیه اسلام ناب محمدی از سوی دیگر
- آزادی نسبی پوشش زنان، حضور آنان در میدان های ورزشی ، مدرا یی نسبی در  حفظ ظاهر از سویی و فشار هرچه  بیشتر بر رعایت ظواهر و انتقاد مداوم از عدم برخورد قاطع با منحرفین از سوی دیگر
- تفسیری بر پایه مدارا با آمریکا و غرب در موقعیت کنونی منطقه از سویی  و تندستیزی و یکه تازی بر اساس قهر و ادامه سیاست های گذشته از سوی دیگر
- تفسیری از ماهیت باد حواد ث منطقه بر اساس داده های که نشانگر در خواست آزادی و دموکراسی از سوی مردم است ، از سویی و تفسیری مبنی بر اینکه خواست های مردم اسلامی است ، از سوی دیگر
 در دو سال آینده دو انتخابات اساسی در ایران برگزار خواهد شد. تاریخ  در مورد این دو انتخابات درس هایی دارد . اینکه خامنه ای با توجه به پایان یافتن دو دوره مجاز هر رییس جمهور ،به  نوعی او  را پیش ازانتخابات مجلس در دور دوم ریاست جمهوریش  رها میکند ( بیاد بیاورید دوران رفسنجانی و خاتمی و آرایش دوران رییس جمهوری بعدی و همزیستی وی را با مجلس میجوید. در این حال با روال طبیعی هر دو جناح  بدست گیری مجلس در سال آینده  را راه ورود به  دروازه  ریاست جمهوری خواهند دانست. و این نکته نیز از تجربه گذشته آموختنی است که در شیوه برگزاری  نمایش انتخاباتی ایران، اطلاعات و وزارت آن نقش بنیانی دارند. نقش وزارتخانه های اطلاعات، کشور و دفاع اساسی تر میشوند .
از طرفی زمزمه های بسیاری در مورد بی حسابی های احمدی نژاد در مورد درآمد نفت بر سر زبان هاست. و گفته شده است  که خامنه ای گروهی سه نفره به ریاست پسرش برای کنترل این درآمد تعیین کرده است.
در این میان تحریم ها بیشتر فشار می آورند، طرح حذف یارانه ها و  طرح حذف تعدادی صفر از پول رایج ایران  به ایجاد هرج و مرج اقتصادی دامن میزند. احمدی نژاد در مقابل دیواری است از وعده های خیالی غیر عملی. سرنوشت دیگران را در دو ساله آخر ریاست جمهوری دیده است. میداند که دیگر ملیجک آقا نیست. و میبیند که باد ها دارند می آیند. برای کسی چون او ، با ساختاری بسیار نزدیک به میتومن ( کسی که واقعیت را دگر گونه جلوه میدهد و چندان بر این کار خود استشعار ندارد) جز افتادن در چاه افسردگی چاره ای نمی ماند. آنچه اطرافیانش آن را"  آنفولانزا  " نامیده اند.
حسن مکارمی ؛ پژوهشگر سوربن ، روانکاو بالینی
پاریس
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰

 

 

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=37624

http://www.ayandeh.nu/page1.php?kategori=sotonazad

http://www.rangin-kaman.org/v1/index.php?option=com_content&view=article&id=4139:2011-05-03-20-32-14&catid=34:politique

http://www.rahesabz.net/story/36319/

http://www.newsecularism.com/2011/05/04.Wednesday/050411.Hassan-Makaremi-Ahmadinejad-and-depression.htm

http://www.ayandehnegari.com/page1.php?news_id=7078

 


 


            La situation de la région, l’Iran et la dépression d’Ahmadinejad :

 

            En présence du manque des informations fiables on peut que ce contenter de reconstruire une image de réalité avec la  prudence, en utilisant ce qui nous arrive jusqu’à l’oriel, les rumeurs, les dites et non dites, les insinuations.          Et on mettant ces images devants les yeux des autres et à l’éprouve e leur critiques, peut-être on arrive à voir une partie de la réalité, de ce qui ce passe.

            Le vent des mouvements politiques et sociaux, avec certaine dégrée fort ou faible, est arrivé au plus part des pays de la région. Et comme toujours les acteurs internes et externes, jouent leurs rôles. Nous ne souhaitons pas redessiner, ici, ce tableau, une fois de plus. Nous nous focalisons sur les effets de ces vents sur l’Iran.

            Les mouvements protestations dans les usines, les problèmes comiques quotients population, répression montent envers les  prisonniers politiques, les dissidents et leurs familles, en augmentant le nombre d’exécution (en publique et les moins de dix - huit ans), les restrictions sur les médias et les contraintes envers l'espace Internet, sont, de nos jours,  les couleurs principales du champ de la vie  des personnes vivant en Iran.

            Dans ce décore, beaucoup de  nouvelles sur  l’absence d’ Ahmadinejad à effectuer son rôle habituel,  arrive à  nos oreilles. Ces informations sont arrivées aux médias sérieux à l'extérieur de l'Iran. Aussi que Ahmadinejad  via une intervention  en direct et télévisé, parlera au peuple. Comme si un fossé profond se dégage dans la direction politique du pays.Et l’axe de l'écart se cristallise dans l'un des proches d’Ahmadinejad : Esfandiar Rahim Mashai (connu comme son maitre à pansé). Encore de  loin et avec beaucoup de prudence analysons  la racine de cette dichotomie. Où sont  les différences fondamentales de ces eux point de vue:


            - Islam d’Iran ou l'école persane d’Islam, célébration d’une  Iran préislamique, le rôle de clergé plus pâle d’une part  et insistance sur  le rôle de guide  suprême et un Islam pur venant de  Mahomet,  d'autre part


            - Certain  liberté très limité pour le Hejab des femmes, leur présence dans les stades sportif d’une part et maintenir la pression sur le respect de la formalismes de l’islam plus persistants et la critique sur  l'absence de la fermeté nécessaire à cet égare  d’autre part.


            -certaine  Interprétation sur davantage de tolérance avec l’usa et ses alliés d'une part et l’agressivité sans tolérance  basée sur la coercition et de poursuivre les politiques du passé, d'autre part


            - Interprétation de la nature des récents événements issu  du vent sur la base des données des indiquent que la demande devient de demande pour la liberté et la démocratie par le peuple d’une part  et la lecture islamique de ces mouvements d’autre part.


            Au cours des deux prochaines années,  deux élections majeures en Iran aura lieu.L’histoire nous montre certaines  leçons ces deux élections. Khamenei Guide suprême, appuyant sur l’impossibilité de réélection de présidant de la république plus que deux mandants , ( loi constitutionnelle), vers la fin de deuxième mandat des prédicants,   une manier ou l’autre,  lâche le présidant avant l’élection de parlement -la durée de mandat présidentiel et le parlement est de quatre ans, avec l’intervalle de deux ans - (Rappelez-vous lors de présidence de Rafsandjani et Khatami) et prend le souci de mettre en cohérence le la prochaine présidentielle et législatives. Dans ce cas les deux camps cherche à contrôler le future parlement qui naturellement et la voie d’entrée vers la présidentiel.

             Il ne faut  pas oublier les leçons de passé que dans la manier dans la quel le show d’élection en Iran se passe, l’information et son ministère, jouent le rôle clé. Alors le contrôle des ministères, de l’intérieur, de l’information et la défense devient primordial.Depuis plusieurs jours, la différence entre le Guide et Ahmadinejad se cristallise ici.

                        D'autre part il  y a  beaucoup de murmures sur les langues, à propos d'Ahmadinejad, et sa gestion des  comptes des revenus pétroliers. ON dit que  Khamenei  a mis à la tête d'un groupe de trois son fils  pour  contrôler ces comptes.  A  même temps,  les sanctions internationales, des suppressions de subsides mettent plus de pression, de projets visant à éliminer un certain nombre de zéro de monnaie de l'Iran crée certain climat  chaos économique.

            Ahmadinejad  se trouve devant un mur des promesses non réalisables. Ilconnaît  le sort des autres présidents au cours des deux dernières années de deuxiem mandat de leur présidence. Et qu’il n’est plus le chouchou de Guide.  Et que le vent des mouvements sociaux et politiques de la région n’est pas loin.

            Pour quelqu'un comme lui, avec une structure très proche de mythomane (tendance pathologique à dire des mensonges sans en avoir conscience), sauf la  chute dans le puits de la dépression,  il ni a pas d’autre recours.

             Ce qui ces proches l’ont nommé : « Anfolanza ».

 

 

Hassan Makaremi

Chercheur, Psychanalyste

Paris,  1 mai 2011

 

 

 

 

 

 



¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨¨^¨¨¨¨¨¨¨¨¨



 

 

Chers amis

J'ai le plaisir de vous annoncer la parution du Cahier d'Aziz de ma fille Chowra Makaremi chez Gallimard.

Chowra parlera du livre chez Audrey Pulvar sur France Inter jeudi 28 avril, à 6h50 (http://sites.radiofrance.fr/franceinter/em/six-sept/).

 


Éditions Gallimard

Chowra MAKAREMI

Le cahier d’Aziz

« Témoins »

Parution : 29 avril 2011

 

Au cœur de la révolution iranienne

Au cours de l’hiver de 2004, Chowra Makaremi découvre un cahier contenant les Mémoires de son grand-père, Aziz Zarei, disparu dix ans auparavant. Ils retracent le destin de la tante et de la mère de la jeune femme, toutes deux militantes d’un parti d’opposition en Iran : la première, exécutée en 1982 ; la seconde, arrêtée en 1981 et assassinée en 1988 au cours d’exécutions de masse des prisonniers politiques.

C’est ce cahier, présenté et traduit par Chowra Makaremi, qui fournit la matière principale de ce livre. S’y ajoutent des lettres des deux femmes et de leur père ainsi qu’un texte de l’auteur retraçant le chemin parcouru à la rencontre du cahier. Tous ces récits jettent un éclairage bouleversant sur  la naissance de la République islamique et le régime de terreur et d’oppression qu’elle a instauré.

Quelque vingt ans après les faits, les responsables et exécutants  des « massacres des prisons » sont toujours au pouvoir — ils ont gravi les échelons —, tandis que la violence continue de frapper l’Iran.  

Née en 1980 à Chiraz, en Iran, Chowra Makaremi a grandi en France. Anthropologue, elle a enquêté et écrit sur les frontières et l’expérience des migrants dans le monde contemporain

 


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

فراخوان به مخالفت فعال با سياست اتمی جمهوری اسلامی

امضای جمعی

 

در همه جا وجدان‌های آگاه و مسئول خواهان بازنگری جدی در پروژه‌های اتمی شده‌اند. جمهوری اسلامی در مقابل، چنان رفتار می‌کند که انگار خبرهايی که از فاجعه فوکوشيما می‌آيد، به ما مربوط نيست و بوشهر و ديگر مراکز اتمی ايران، از هر نظر امن هستند. ادعا کرده‌اند که زلزله بوشهر را تهديد نمی‌کند. اين در حالی است که زلزله و تسونامی اخير در ژاپن ثابت کرد که محاسبات خوش‌بينانه‌ای که مبنای گزينش منطقه‌ای برای برپا کردن نيروگاه اتمی بوده‌اند، قابل اعتماد نيستند. نيروگاه بوشهر، اتفاقاً در جايی است که به دليل نزديکی‌اش به چند گسل فعال شناخته‌شده در معرض خطر جدی زلزله قرار دارد. اگر محاسبات واقع‌بينانه مبنای تمهيدات ايمنی در نيروگاهی مثل بوشهر قرار گيرد، هزينه‌ی نوسازی آن چنان بالا می‌رود که توجيه آن ديگر با هيچ گونه عوامفريبی ممکن نيست.

رويدادهای ناگوار اخير ژاپن و بحث‌هايی که در سطح جهانی درباره‌ خطرهای تکنولوژی اتمی درگرفته، انگيزه‌ تازه‌ای است برای نقد سياست اتمی حکومت اسلامی در ايران و برملا کردن بنياد غيردمکراتيک وخطرناک آن.

حکومت اسلامی از سالهای آغاز برپايی خود، به پروژه‌های اتمی رو آورده است، پروژه‌هايی غيرشفاف، به لحاظ اقتصادی توجيه‌ناپذير و تنش‌زا در سطح منطقه و جهان. اين سياست اتمی نه تنها انتخاب مردم ما نيست، بلکه با بلعيدن هزينه‌ای عظيم در مقابل نياز‌های اساسی مردم قرار داشته و افزون بر اين، به سبب بحران‌زايی درعرصه بين المللی در تضاد با منافع کشور است.

سياست اتمی حکومت اسلامی از نظر اقتصادی غير قابل توجيه است، زيرا ايران دارای منابع نفتی و گازی بسيار غنی است و افزون بر اين ما در دورانی زندگی ميکنيم که تکنولوژی پيشتاز و مطمئن، استفاده از انرژی‌های پاک مانند آفتاب وباد است. رو آوردن به فناوری پاک، بهترين راه وبی‌خطرترين شيوه برای توسعه اقتصادی پايدار است، امری که در خدمت حفظ محيط زيست و نياز نسلهای آينده است.

در همين روز‌های گذشته "آژانس بين‌المللی انرژی اتمی" يک بار ديگر اعلام کرد که نمی‌تواند غيرنظامی بودن پروژه‌های اتمی جمهوری اسلامی را تضمين کند. ناشفاف بودن اين پروژه‌ها، توجيه‌ناپذير بودن آنها به لحاظ اقتصادی و مدارکی که در اختيار آژانس قرار گرفته، اين ادعای رژيم را که فقط در پی استفاده صلح‌آميز از انرژی اتمی است، با شک جدی مواجه کرده است.

رژيم به جای اين که به سياست شفاف‌سازی رو آورد، بيشتر پرده‌پوشی و ماجراجويی می‌کند و با اين کار زيان‌های اقتصادی و سياسی عظيمی را به کشور تحميل می‌کند. اين سياست بر نقش نظاميان در اقتصاد و سياست ايران می‌افزايد و سود سرشاری را نصيب بخشی از بازار می‌کند که کانا‌ل‌های وارداتی خاص را در اختيار دارند. سياست اتمی جمهوری اسلامی باعث تشديد اختناق و گسترش بی‌عدالتی می‌شود. اين سياست به مسابقه تسليحاتی در منطقه دامن زده است، چيزی که عليه منافع مردم منطقه و همزيستی صلح‌آميز است.

جمهوری اسلامی با سياست خانمان‌برانداز اتمی خود استعداد متخصصان وپژهشگران را به کج‌راه کشانده ومانع از به کارگيری اين نيروها در زمينه‌های مثبت علمی وتکنولوژيکی می‌گردد. توجيه سياست‌های اتمی توسط رژيم باعث عوامفريبی‌هايی شده که يک سویۀ اصلی آن مقابله با گسترش آگاهی زمانۀ‌ ما برای حفظ محيط زيست است، آگاهی‌ای که تلقی انتقادآميزی از تکنولوژی اتمی دارد.

احمدی نژاد، رئيس جمهور نظام، در مصاحبه اخير خود با تلويزيون اسپانيا مدعی شد که ايمنی نيروگاه بوشهر مطابق استاندارد‌های بين المللی بوده ودر مورد آن جای هيچ گونه نگرانی نيست. او در همين مصاحبه همچنين مدعی شد که در ايران اختناق و سرکوب وجود ندارد. اين هر دو ادعا از يک جنس هستند: هر دو دروغ‌اند.

ما امضاکنندگان اين بيانيه، همه‌ شهروندان آگاه ايران را فرامی‌خوانيم به مقابله جدی‌تری با سياست‌های اتمی جمهوری اسلامی برخيزند و از کوتاهی نيروهای اپوزيسيون در اين عرصه انتقاد کنند. کيش اورانيوم در جمهوری اسلامی رکنی از کيش ولايت فقيه است. "حق مسلم"، شعاری است در جهت تحميق در رژيمی که در قاموس آن "حق" کلمه ممنوعه‌ است و پاسخِ حق‌خواهی، زندان و شکنجه و اعدام است.

هيچ حقی برتر از حق آزادی نيست. اگر اين ايده درست پنداشته شود که بايد از تکنولوژی اتمی بهره‌ گيريم، تصميم درباره آن بايد در محيطی آزاد گرفته شود؛ رسانه‌ها بايد آزاد باشند که درباره کاستی‌ها و دلنگرانی‌ها بنويسند و متخصصان مستقل بايد امکان آن را داشته باشند که مراکز اتمی را کنترل کنند و درباره ريسک‌های وجود آنها به مردم گزارش دهند. متخصصان رژيم قابل اعتماد نيستند. سطح آگاهی رئيس جمهور اسلامی را با گفتۀ مشهور او درباره توليد انرژی اتمی در آشپزخانه می‌توان سنجيد. بقيه هم از همين قماش‌اند. تخصص واقعی آنان دسيسه‌چينی، بازجويی، شکنجه‌گری و چپاول ثروت‌های کشور است.

رژيم در بوق و کرنا می‌دمد که: "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست!" مضمون واقعی اين شعار دفاع از استقلال نيست، مضمون آن تخصيص حق بازی با سرنوشت کشور، اقتصاد آن، محيط زيست و منابع انسانی آن به رژيم است. ما در برابر اين شعار حق برخورداری از آزادی را می‌گذاريم. اين حق که برقرار باشد، می‌توان از استقلال واقعی برخوردار بود، به همزيستی مسالمت‌آميز با همه کشورها رو آورد، و در استفاده از هر گونه تکنولوژی، به صورتی شفاف و کنترل‌پذير منافع مردم، امنيت آنان و الزام‌های حفظ محيط زيست را در نظر گرفت.

از همگان می‌خواهيم از اين "فراخوان به مخالفت فعال با سياست‌های اتمی جمهوری اسلامی" پشتيبانی کنند.

۲۷ اسفند ۱۳۸۹ / ۱۸ مارس ۲۰۱۱

امضاکنندگان:

يوسف اردلان، داريوش آشوری، جلال ايجادی، فريماه ايجادی، مرضيه بخشی زاده، مهران براتی، سهراب بهداد، کامران بهنيا، تورج پارسی، شهرنوش پارسی‌پور، ناصر پاکدامن، بابک تختی، نيره توحيدی، مهدی جامی، جهانشاه جاويد، ، قدسی حجازی، نسيم خاکسار، مهدی خلجی ، حميد دباشی، مهرداد درويش‌پور، سعيد رهنما، سيامند زندی، آرش سبحانی، شهلا شفيق، محبوبه عباسقلی‌زاده، سياوش عبقری، شهلا عبقری، نادر عصاره، رضا علامه‌زاده، کاظم علمداری، مسيح علی‌نژاد، فرهنگ قاسمی، شهرام قنبری، عبدی کلانتری، اکبر گنجی، سهراب مبشری، مجيد محمدی، مهران مصطفوی، حسن مکارمی، شکوه ميرزادگی، انور ميرستاری، رضا ناصحی، فرهاد نعمانی، اسماعيل نوری‌علا، محمدرضا نيکفر

http://irangreeninitiative.blogspot.com/

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=36757

http://news.gooya.com/politics/archives/2011/03/119350.php

http://enghelabe-eslami.com/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/9492-2011-03-20-11-24-29.html

http://news.iran-emrooz.net/index.php?/news1/print/27695/




^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 
Mardi 22 mars 2011 à 18 h
Soirée
A l’occasion du nouvel an iranien
Première partie
Jury : Vida Farhoudi, Kazem Shahryari
Participants : Najmeh Mousavi,
Mina Rad, Hassan Makaremi
Cérémonie
Deuxième partie
Lecture de ‘Pas moi’ de Beckett
accompagnée de la performance musicale de
Ahmad Yahyazadeh : Daf
Dîner
Troisième partie : Initiation
Rana Gorgani est une des rares artistes iraniennes en France à connaître et défendre les danses folkloriques et
traditionnelles persanes… C’est avec des tenues authentiques, riches en couleurs et détails minutieux qu’elle incarne
et fait découvrir la diversité des danses révélant un patrimoine riche et précieux…
Lettres Persanes / Lieu : La Maison des associations du 12
M° Daumesnil. Réservation obligatoire
Votre règlement par chèque, à l’ordre de Lettres
Brigitte Colette 3, rue de la Lancette
de poésie, de musique et de danse
: Nowrouz
: Concours de poésie
Shahryari, Ali Shariat kashani
Mitra Taghipour, Orang Gholikhani,
assan Makaremi, Soussan Raadi et Roshanak Ostad
de la remise du prix Lettres Persanes
: Concerts
ecture par Isabelle Chipault
Laure Warnery
; Rouzbeh Motia : Santour ; Maguy Joseph
: spécialités iraniennes
aux danses traditionnelles persanes
Rana Gorgani
ème
181 av. D
lettrespersanes@wanadoo.fr 01 46
ordre Persanes, à envoyer avant le
75012 Paris
Ostad…
à la flute.
: flute.
. Daumesnil 75012 Paris
63 33 79 Entrée 15 €.
15 mars à :
^^^^^^^^^^^^^^^^
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/27674/
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=14489
اطلاعیه

انجمن نامه‌های ایرانی در پاریس(Lettres persanes)

مسابقه‌ی شعر

انجمن نامه های ایرانی در پاریس در سال جاری به منظور تشوبق ایرانیان مقیم فرانسه به ویژه جوانان ایرانی-فرانسوی به خواندن شعر فارسی و پشتیبانی از استعداد های بارور و بکر در زمینه ی سرایش شعر، همزمان با آغاز سال نو مسابقه ی شعری تدارک دیده و جایزه هایی به نام جایزه های نامه های ایرانی نیز به این مناسبت به سه تن از شرکت کنندگان برگزیده تقدیم خواهد کرد.

مراسم برگزاری این مسابقه و اهدای جایزه در چارچوب برنامه نوروزی این انجمن روز بیست و دوم مارس 2011 برگزار می شود.

داوران عبارتند از: ویدا فرهودی، کاظم شهریاری، علی شریعت کاشانی، بریژیت کولت و ترز مارینی. ویدا فرهودی ریاست گروه را به عهده خواهد داشت.

باید افزود که انجمن دفتری از سروده های شاعران شرکت کننده و داوران مسابقه تدارک دیده است است که به زودی منتشر خواهد شد.

Concours de poésie de l’association Lettres Persanes
Jury :Vida Farhoudi, Kazem Shahryari Ali Shariat kashani Shahryari,
Poètes participants : Najmeh Mousavi, Mitra Taghipour, Orang Gholikhani,
Mina Rad, Hassan Makaremi Soussan Raadi et Roshanak Ostad,Hassan Makaremi…




^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

19 Novembre 2010.

Au programme de cette soirée,

- Lecture de poésie de Shafii Kadkani,

- Musique et chant traditionnel iranien ,
- Expositions de peinture et calligraphie iranienne

Hassan Makaremi

Et discours sur Shafii Kadkani.

 

2 bis Ave de Montespan 75016 niveau 177 Ave Victor Hugo 75116 Paris

Métro : Trocadéro, Rue de la Pompe, Victor Hugo

 .

 


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

A video of 34 minuts , resume,  60 years of my life

Thanks to Mina Rad my wife for the idea and the production

Part 1 : http://www.youtube.com/watch?v=5gFQgz2t5cA

Part -2: http://www.youtube.com/watch?v=MaGqwVB_MQA

Part 3 : http://www.youtube.com/watch?v=SDiK03D_AL0

part 4 : http://www.youtube.com/watch?v=QrL1CslF76Q

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


http://www.asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=10914

 

فصلنامه‌ی «باران» منتشر شد


Sun 8 08 2010




بیست‌وششمین و بیست‌وهفتمین شماره‌ی فصلنامه‌ی «باران» در سوئد منتشر شد.

روی جلد شماره‌ی جدید فصلنامه‌ی «باران»، عکسی از شیرین نشاط، هنرمند عکاس و فیلمساز منتشر شده است.
صفحات داخلی شماره‌ی جدید فصلنامه‌ی «باران» با عکس‌های هنری و اجتماعی، «گلشن احمدی»، عکاس ساکن سوئد آراسته شده است.
صفحات آغازین این شماره طبق معمول با چند نکته از سوی مدیر مسئول آغازشده است. در صفحه‌ی «حاشیه‌ای بر اصل» یادداشتی از رباب محب، شاعر ساکن سوئد در پیوند با اعدام فرزاد کمانگر، به وظیفه و تعهد معلم در دو جامعه‌ی متفاوت ایران و سوئد آمده و در ادامه‌ی سخنان این شاعر و معلم، پنج نامه از فرزاد کمانگر که چندی پیش همراه با چهار زندانی سیاسی دیگر در ایران اعدام شدند بازچاپ شده است.
بخش ویژه‌ی فصلنامه‌ی باران به دوموضوع اختصاص دارد: «چرا انقلاب فرزندانش را می‌خورد؟» و «درباره‌ی جنبش اعتراضی مردم ایران». حسن مکارمی، ماندا زندیان، شیوا فرهمندراد، امید حبیبی‌نیا، شهرنوش پارسی‌پور، احمد علوی، حسن یوسفی اشکوری و محمد صدیق یزدچی در مقالاتی به این دو موضوع پرداخته‌اند.
بخش «نقد، نظر، مقاله»، «شرح حال گلشیری به روایت او» آمده است. این نوشتار كه چهل‌وچهارسال پیش در نشریه‌ی ادبی انگلیسی «شرق و غرب» چاپ شده بوده گونه‌اى تک گویی هوشنگ گلشیری است ( ١٣٧٩- ١٣١٦) در پاسخ به پرسش‌های بانو مینو رامیار بوفینگتن، برگرداننده ی داستان بلند «شازده احتجاب» به زبان انگلیسی. ناصر مهاجر این متن را به فارسی بازگردانده است.
انوش صالحی نویسنده‌ی کتاب «رمانتیسم انقلابی و مصطفی شعاعیان»، نقدی نوشته است بر کتاب چریک‌های فدایی خلق که در ایران منتشر شده است. علاوه بر این در این شماره، در چند و چون احوال نویسندگان ایرانی نیز مطلبی به زبان طنز با عنوان «آنان و نویسندگان» نوشته است.
نسرین شکیبی ممتاز، دو مطلب در این شماره‌ی باران دارد که اولی نقدی است بر مجموعه شعر «خیابان بی انتها» سروده‌ی مسعود احمدی و دیگری بررسی تطبیقی دو داستان «سگ ولگرد» از صادق هدایت و« سگ بی ارباب» از یلمار سودبری است.
در بخش «زندان»، بریده‌ای از کتاب در دست انتشار جهانگیر اسماعیل‌پور که روایتی از زندان عادل‌آباد است، نقل شده است. گفت‌وگوی باران با سودابه اردوان، نقاش و نویسنده کتاب خاطرات «یادنگاره‌های زندان»، مقاله‌ی «اعترافات در ایران نشانه‌ی عجز» از فتانه فراهانی و مطلبی از سپیده عباس‌زاده دیگر مطالب این بخش را تکمیل کرده است. سپیده عباس‌زاده در نوشته‌ی خود خاطرات خود را از دوران کودکی و زمانی که دایی‌اش در سال 1367 اعدام می شود، پیوند می‌زند به سال گذشته و خیزش اعتراضی مردم در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران.
بخش «شعر، داستان، خاطره»‌ی این شماره‌ی باران شعرهایی از شبنم آذر، پگاه احمدی، گلشن احمدی، حسن مهدوی، محمدرضا فشاهی، بهروز حشمت، شاهرخ ستوده فومنی و امیر مصائبی، و داستان‌هایی از انوش صالحی (بُرد یمانی)، فهیمه فرسایی (تأثیر عشقبازی «بوریس بکر» در اتاقی زیرشیروانی بر قانون تابعیت)، جواد پویان( سپیدار و باد)، قادر عبدالله(زید منشی محمد/ برگردان فارسی: سهیلا صنعتی) و علی شفیعی (مهتاب) را دربرگرفته است.
در بخش سینما، گفت‌و‌گویی با شیرین نشاط، کارگردان فیلم «زنان بدون مردان» و معرفی فیلم مستند «خانه‌ای با درهای ناپیدا»، ساخته‌ی اردشیر سراج، کارگردان ایرانی مقیم سوئد چاپ شده است.
بخش «گفت‌وگو» شامل گفت‌و‌گوی فصلنامه‌ی باران با قادر عبدالله، نویسنده‌ی ایرانی ساکن هلند و گفت‌وگوی شاهرخ تندرو صالح با اسد سیف و گفت‌وگویی کتبی با فریدون وهمن به بهانه‌ی انتشار کتاب «یکصد و شصت سال مبارزه با آیین بهایی» می‌شود.
بخش «بازتاب» نیز یادداشتی از ناصر زراعتی با عنوان «فارسی‌زبانانِ عزیز! این «شِین» زائدِ زشت را لطفاً رها کنید»، نامه‌ی یکی از خوانندگان باران با عنوان «داستان یا معما؟» نوشته‌ی س. رحیمی و معرفی کتاب لائیسیته نوشته‌ی محمدصدیق یزدچی را دربرگرفته است.
صفحات پایانی باران اختصاص داده شده است به معرفی و نقد کتاب‌. در این بخش محمد ماستری فراهانی، نقدی نوشته است بر کتاب «نیچه ی زرتشت» نوشته علی محمد اسکندری جو. رزیتا متقی نیز برخی از کتاب‌های ارسالی به دفتر باران را معرفی کرده است.
فصلنامه‌ی باران برای ادامه انتشار، نیازمند به مشترکین بیشتری است. اشتراک فصلنامه‌ی باران را به دوستان و نزدیکان‌تان توصیه کنید!

info@baran.st

عصر نو
www.asre-nou.net



^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Association Culture Libre

Conférence de En Langue Française :Jeudi le 29 juillet : à 19h

Hassan Makaremi : Chercheur, Psychanalyste

14 Avenue René Boylesve

75016 Paris

Métro : Ligne 6 - PASSY

Bus : Ligne 72 – Bir-Hakeim

 

De l'art rupestre aux Droits de l'homme:

L’Amour, Parcours du monde, Atelier de l'Univers

Un voyage avec un poème de Hafez de Chiraz:

« Sois amant, sinon, le cours du monde finira un jour

Et tu n’auras pas lu à quoi sert l’atelier de l’existence»

 

MAISON DES ASSOCIATIONS du 16ème

ASSOCIATION CULTURE LIBRE – Salle 1- sous-sol

Ave. du Président Kennedy

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

The International Exhibition of Calligraphy

http://www.calligraphy-museum.com/en/?idx=841

New oeuvres of our project

Release date: May 18, 2010

The International Exhibition of Calligraphy was recently added by an artist and calligrapher, also known psychoanalyst Hassan Makaremi.

The works of this masters are full of soulful depth of thought and subtle psychology of human existence. All artworks by Hassan Makaremi are available on his personal page in the Project participants section.


Alexey Shaburov and Hassan Makaremi

 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

http://www.youtube.com/v/iB-cY6vulkc?fs=1&amp;hl=fr_FR"></param><param

Report France 24 abut Stonig in Iran : Interview  with

 Hassan  Makaremi

 this documentary is focused on the death penalty in Iran and "Sakineh Mohammadi Ashtiani"'s case. i

 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ 

به زندانی کردن دوستانمان پایان دهید!
www.rahesabz.net/mobile/9618/




جمعی از هنرمندان و اهالی فرهنگ کشور در نامه ای سرگشاده نسبت به موج بازداشت همکارانشان در ماههای اخیر اعتراض کردند. متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح زیر است:

ششم دی ماه آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهش گر موسیقی) و حامد رجبی (فیلمساز) در خیابان دستگیر شدند.
پانزدهم دی ماه بهرنگ تنکابنی(سردبیر) و کیوان فرزین (مدیر مسئول) مجله تخصصی موسیقی «فرهنگ و آهنگ» در دفتر این نشریه بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شدند.
بیست و یکم دی ماه محمدعلی شیرزادی (مستندساز) هنگام ورود به منزل اش دستگیر شد.
بیست و دوم دی ماه مهرانه آتشی (عکاس هنری) و همسرش مجید غفاری در منزل شان بازداشت شدند. از وضعیت این دو خبری در دست نیست.
سی ام دی ماه، لی لی فرهادپور (نویسنده و مادر بهرنگ تنکابنی) در حالی که فقط یک روز از مرخص شدن او از بیمارستان به علت عارضه قلبی می گذشت، در خانه بازداشت شد.

فرهنگ و هنر ایران را حضور اعضای آن معنا می‌بخشد. نمی توان از بالندگی ایران معاصر سخن گفت، آینده‌اش را در سر پروراند و پاره‌های این تن را به بند کشید. نمی توان از تعهد اجتماعی گفت و رابطه هنرمند را با اجتماع سد کرد. هنرمند به اقتضای آنچه می‌‌کند شاهدی است بر آنچه پیرامون اش می گذرد.

ادراک روح زمانه حرفه اوست و این تنها با حضور او در جامعه ممکن می‌شود.
ما امضاءکنندگان این نامه خواستار آزادی همکاران خود هستیم. روشن شدن اتهام، اطلاع دقیق از وضعیت کنونی آنها، امکان ملاقات و برخورداری از وکیل انتخابی حداقل حقوق مسلم قانونی و انسانی ایشان است.

مریم آرزومانی، مریم آزاد، مریم آموسا، نگاره آیت اللهی، ایثار ابومحبوب، علی اتحاد، امیر اثباتی، نگین احتسابیان، محسن احمدوند، احسان احمدی، بابک احمدی، میترا احمدی، شهرزاد ارشدی، نگار ارکانی، فرهاد اسعدیان، سمیرا اسکندرفر، حمید اسکندری، مریم اشرفی، مریم اطهاری، رامین اعتمادی بزرگ، رضا افسری، محمدمهدی اقبال، فیروزه امینی، مجتبی امینی، هوشیار انصاریفر، هاله انواری، کیانوش انوری، نازگل انصاری نیا، علی اوغازیان، زینب ایزدیار، معصومه بختیاری، محمود بخشی مؤخر، رضا براهنی، پیام برومند، سهیلا بسکی، رابعه بنافتی، رخشان بنی اعتماد، علی بوستان، مهرنوش بهبودی، فرزانه بهرامی، آزاده بهکیش، محمود رضا بهمن‌پور، احسان بهمنش، علیرضا بهنام، امیرحسین بیانی، لیلا پازوکی، ع. پاشایی، کامبوزیا پرتوی، مهگامه پروانه، احمد پرهیزی، مهناز پسیخانی، جعفر پناهی، علیرضا پوستین دوز، شاهپور پویان، آنه محمد تاتاری، روبان تبریزی، فوآد ترشیزی، ناصر تقوایی، ژینوس تقی زاده، نیوشا توکلیان ، امیرحسین ثنائی، علیرضا جدی، فرید جعفری سمرقندی، مهیار جنابی، نازنین جواهری، مینا جوکار، فرید جهانگیر، بابک چمن آرا، شیرین حاجی کریملو، رضا حائری، ملودی حسین زاده، داریوش حسینی، فرزانه حسینی، بهارک حقوقی، سهیلا حقیقت، جمشید حقیقت شناس، وحید حکیم، شیما خاکی، مرتضی خاکی، تورج خامنه زاده، سعید بهنام خانیکی، مینا خجسته، هاله خدامی، مهین خدیوی، مریم خزاعی، خسرو خسروی، صمد خطیبی، غزال خطیبی، مجید خلجی، هاله دارابی، هانا دارابی، هلیا دارابی، بامداد داودی، بهار داوودی، آروند دشت آرای، شیرین دخت دقیقیان، ستاره دلزنده، غزاله دهپور، آلا دهقان، یحیی دهقانپور، پدرام دیبازر، خشایار دیهیمی، شنتیا ذاکرعاملی، آزاده ذکریایی، ایمان راد، نیکا راد، علی راضی، حسن رجبی نژاد، محمد رحمانیان، مهشيد رحيم تبريزي، محمد رسول اف، فرزاد رضائی، محمد رضایی راد، بیتا رضوی، ندا رضوی پور، سعید رفیعی منفرد، فریدون رمضانی، کتایون رنجبران، زروان روحبخشان، عارفه ریاحی، نسیم ریاضی، حسنعلی زاد، مهران زمانی، الینا زوار، محبوب زوار، شهناز زهتاب، مانا ساکی مهر، زینب سالاروند، حسن سربخشیان، هاجر سعیدی نژاد، نوید سلاجقه، رها سلیمانی، نیما سلیمی، سیما سیاح (افشار)، آزیتا شرف جهان، رزیتا شرف‌جهان، وحید شریفیان، فرشید شفیعی، نجف شکری، سولماز شهبازی، شایا شهوق، زینب شهیدی، نازنین شهیدی، مهوش ضیا شیخ الاسلامی، علی شیرخدایی، شیرین صباحی، حامد صحیحی، ناتاشا صدرحقیقیان، بهنام صدیقی، رامین صدیقی، بهرنگ صمدزادگان، نسرین طالبی، فرزانه طاهری، کمال طباطبایی، محمدمهدی طباطبایی، رضا عابدینی، کسری عابدینی، پیمان عباسیان، منوچهر عبدالله زاده، سهند عبیدی، همایون عسگری سیریزی، نوید عظیمی، سمیرا علیخان‌زاده، لیدا علیرضایی، نیما علیزاده، محمدحسین عماد، مصطفی عمیدی فرد، محمد غزّالی، مهدی فاتحی، سپیده فارسی، گلناز فتحی، مجید فتحی زاده، شهاب فتوحی، دانا فرزانه پور، مدیا فرزین، مهدی فرهادیان، شیرین فرشباف، علی فریورصدری، آذین فیض آبادی، فلورا فیض بخش، پیمان فیوضات، آناهیتا قبائیان اتحادیه، گلناز قدیری، شادی قدیریان، سمیرا قرایی، محمدرضا قربانی، علیرضا قندچی، تارا کابلی، طناز کاشانی، بابک کاظمی، محسن کاظمی، منصوره کاظمی، هومن کاظمیان، هانا کامکار، محسن کاهی، سیمین کرامتی، محبوبه کرملی، کتایون کرمی، نصرالله کسرائیان، یاسر کشمیری، مونس کوچکی شلمانی، احمد کیارستمی، بهمن کیارستمی، نغمه گلخو، لی لی گلستان، باربد گلشیری، انوش گنجی پور، رضا گوهرزاد، حسین ماهر، حمید متبسم، مریم مجد، بهار مجدزاده، سهراب محبی، میثم محفوظ، مریم محمدی، خسرو محمودی، عباس مخبر، مهشاد مخبری، ابراهیم مختاری، نجمی مدیحی، محمدرضا مرتضوی، احمد مرشدلو، دلشاد مرصوص، آوا مشکاتیان، غزل مصدق، آتوسا مظفری، امیر معبد، منوچهر معتبر، علیرضا معصومی، مجید معصومی راد، بهادر معیر، علی معینی، پیام مفیدی، رضا مقدس، رضوان مقدم، الهه مقدمی، حسن مکارمی، احسان ملکی، جواد منتظری، داوود منطق، تایماز منقبتی، رامیار منوچهرزاده، آروین مهدوی، سهراب مهدوی، شهره مهران، امیر موسوی، بیژن موسوی، مهران مهاجر، جهان نور مهربخش، مجتبی میرتهماسب، یاسر میردامادی،نیما نادری، کریستا ناسی، محسن ناصریان، ابراهیم نامدار، غلامرضا نامی، زهرا نبوی، پندار نبی پور، محسن نبی زاده، محمود نبي زاده، تارا نجد احمدی، مهرداد نجم آبادی، آیت نجفی، کاوه نجم‌آبادی، سولماز نرافی، لیدا نصرتی، مهتاب نصیرپور، شهروز نظری، تینوش نظم جو، نگار نعمتی، هاله نیازمند، هانیه نیرو کسمایی، علی نیرومند، افرا نوبهار، مهتاب نورابی، نازیلا نوع بشری، حمید نیکخواه، طاهر نیکخواه ابیانه، حمیدرضا وصاف، کتایون وزیری، مرضیه وفامهر، واهیک هارطونیان، افشین هاشمی، الیکا هدایت، غزاله هدایت، ترانه هِمامی، پیمان هوشمندزاده، رضا هیوا، نگار یزدان پناه، صفی یزدانیان
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
Cet appel peut être signé sur le site des Correspondants de la Liberté : http://solidarite-iran.eu
 
 
Rebonds
"Azadi", pétition pour la liberté en Iran
2 février 2010


Le 12 juin dernier, en allant voter massivement contre le président sortant Mahmoud Ahmadinejad, les Iraniens ont manifesté leur volonté de changement. Ce vote leur fut alors confisqué de manière honteuse par des fraudes d'une ampleur inégalée sous le régime de la République islamique où les élections pourtant n'ont jamais été libres. Depuis le 12 juin, malgré la répression féroce contre les manifestants, tués, emprisonnés, torturés, violés, le mouvement de protestation s'est poursuivi, amplifié, approfondi.

Parti de lacontestation de la fraude électorale, il remet aujourd'hui en cause le fondement même du régime, le principe du velayat-e-faqih, qui instaure la subordination du politique au religieux.

Ce qui se passe en Iran revêt une importance considérable. Nous assistons pour la première fois, dans un grand pays musulman du Moyen-Orient, à l'émergence d'un mouvement social fondé sur les valeurs universelles des droits de l'homme, l'égalité des sexes, la séparation du politique et du religieux. Ce mouvement est porteur d'espoir pour tous ceux qui aiment la liberté et refusent le choc des civilisations. Lui seul peut apporter une solution durable aux dangers que le régime islamique fait peser, non seulement sur la société iranienne mais sur la paix mondiale à travers sa volonté d'acquérir l'arme nucléaire.

Ce mouvement cependant est fragile. Il peut d'un jour à l'autre être écrasé par un régime aux abois prêt à toutes les exactions pour survivre. Rien n'est plus urgent que de se mobiliser pour exiger:

- L'arrêt immédiat des exécutions capitales en Iran.

- La libération de tous les prisonniers politiques, une commission d'enquête internationale sur leur sort et sur celui des disparus.

- La liberté de la presse et de manifestation.

- L'organisation d'élections vraiment libres et pluralistes sous le contrôle d'experts internationaux

Ce qui se passe en Iran nous concerne tous. Nous sommes tous des démocrates iraniens.

Premiers signataires

Armin Arefi, Liliane Apotheker, Laurent Azoulai, Karim-Hervé Benkamla, Laurent Bérail, Jean-Luc Bennahmias, Jean-Louis Bianco, Jacques Bory, Claire Brière-Blanchet, Pascal Bruckner, Imam Hassen Chalghoumi, Huguette Chomski Magnis, Julie Coudry, Reza Deghati, Bernice Dubois, Père Jean Dujardin, Julien Dray, Frédéric Encel, Setâre Enayatzadeh, Sepideh Farsi, Aurélie Filippetti, Caroline Fourest, Maria de França, Nicole Guedj, Claude Goasguen, André Glucksmann, Sihem Habchi, Raphaël Haddad, Mireille Hadas-Lebel, Patrick Kessel, Guy Konopnicki, Michel Laval, Marie Ladier-Fouladi, Jack Lang, Bertrand Lebeau, Jean-Pierre Lledo, Corinne Lepage, Bernard-Henri Lévy, Hassan Makaremi, Jacky Mamou, Malka Marcovich, Anne-Sophie Mercier, Jean-Luc Mouton, Atiq Rahimi, Olivier Rubinstein, Anna Pak, Ramin Parham, Farid Paya, Richard Prasquier, Ivan Rioufol, Marjane Satrapi, André Sénik, Arielle Schwab, Dominique Sopo, Fodé Sylla, Pasteur Florence Taubmann, Wassyla Tamzali Michel Taubmann, Bruno Tertrais, Manuel Valls, Ilios Yannakakis, Baki Youssoufou, Anne Zelenski.

 

 

Cet appel peut être signé sur le site des Correspondants de la Liberté : http://solidarite-iran.eu

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 

 
Campaign to set up an International Court to investigate
(
 the massacre of political prisoners in Iran)

http://www.irantribunal.com/English/Documents/Announcemet.html


 
 
بیانیه
کارزار تدارک دادگاه بین المللی
 
 
 
 

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Sortie de Livre:

Regards croisés sur la calligraphie :
Une rencontre entre les plus anciennes civilisations : la Chine et l’Iran/ UNESCO mai 2009.

Down Load the Book:

=========================

===================================================



3333333333333333333333333333333333





Conférence: Unesco 19 mai 2009 Paris: Fan Zeng et Hassan Makaremi

Célébration de la Journée mondiale de la diversité culturelle


http://portal.unesco.org/fr/ev.php-URL_ID=45372&URL_DO=DO_TOPIC&URL_SECTION=201.html


UNESCO Banner

La calligraphie, l’art qui fait chanter les mots

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

J'رکز فرهنگی زرتشتیان تقدیم میکند

شب شعر

"محمد رضا شفیعی کدکنی"

معرفی CD شعرخوانی شاعر به پارسی ، فرانسه وانگلیسی

 

آدینه١٩ نوامبر۲۰۱۰  ساعت ١٩

 

سخنرانان :

 فرج سرکوهی، روزنامه نگار و دبیر پیشین "آدینه" ونعمت آزرم ، شاعر

شعرخوانی :

ایرج ادیب زاده ، روزنامه نگار و سوزی ضیایی ،گوینده

برنامه هنری :

آواز و موسیقی سنتی،

نمایش آثار نقاشی خطاطی حسن مکارمی