نامه سرگشاده گروهی از نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران، دانشگاهیان، حقوقدانان، پژوهشگران، کوشندگان جنبش زنان، مدافعان حقوق بشر و تلاشگران سیاسی و مدنی به دبیر کل ملل متٌحد برای نجات جان محکومان به اعدام و الغای احکام دادگاههای نمایشی در ایران.

بی تردید شما نیز در ماههای اخیر شاهد مقاومت مسالمت آمیز مردم ایران در برابر تقلب بزرگ و برنامه ریزی شده دولت در انتخابات ریاست جمهوری و تظاهرات و راهپیمائی های عظیم و بدون خشونت آنان برای آزادی انتخابات در ایران بوده اید و مشاهده کرده اید که این جنبش دادخواهی مدنی چگونه با خشونتِ نظامیان و شبه نظامیان رسمی و غیر رسمی دستگاه حاکم به خون کشیده شد و هزاران تن از تظاهرکنندگان، تنها به جرم ایستادگی در برابر ابقای نیرنگ آمیز محمود احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری اسلامی، دستگیر و زندانی شدند و مورد آزار و شکنجه و تجاوز جنسی مأموران اطلاعاتی و امنیتی حکومت قرار گرفتند.

کودتاگران انتخاباتی به موازات سرکوبِ خیابانی معترضان، به سراغ رهبران و فعٌالان احزاب و سازمانهای سیاسی قانونی نیز رفته موج تازه ای از بازداشتهای خودسرانه و زندانهای انفرادی و شکنجه های جسمی و روانی مخالفان سیاسی خود به راه انداختند و سرانجام شماری از آنان را به دادگاههای نمایشی و اعترافات فرمایشی کشاندند.

آقای دبیر کل، اکنون که این نامه را خطاب به شما مینویسیم، افزون بر همه قانون شکنیها و خودسریها نسبت به دستگیر شدگانی که از بنیادی ترین حقوق قانونی در دفاع از خویش محروم بوده اند، سایه شوم اعدام نیز ایٌام سختِ محبس را بر زندانیان سیاسی تیره تر کرده است. سخنگوی دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی که حتٌی خود را مکلٌف به بردن نام محکومان به اعدام نمی بیند و تنها به ذکر حروف اوٌل نام و نام خانوادگی آنان بسنده میکند، از صدور حکم اعدام در مورد پنج تن از محکومان، آرش رحمانی پور، حامد روحانی نژاد، محمد رضا علی زمانی، ناصر عبدالحسینی و داود فردبچه میر اردبیلی خبر میدهد. این افراد به اتٌهامات واهی و بی اساس و بدون رعایت حقٌ دفاع و برخورداری از داشتن وکیل و محاکمه عادلانه منطبق با معیارهای قضائی نظام حقوق بشر ملل متٌحد، به اعدام محکوم شده اند. هدف از حکم قتل آنان، در حقیقت، ترور جامعه است. به روایتِ شاهدان عینی اغلب آنها از ماهها قبل از رویدادهای اخیر و به اتهاماتی دیگر در زندانهای جمهوری اسلامی بوده اند و اینک ناگهان به ایفای نقش در نمایشنامه دادگاههای جمهوری اسلامی، که جز ابزاری برای تصفیه حسابهای سیاسی نیست، واداشته شده اند تا در کنار خانم کلوتید رایس، دانشجوی بیگناه فرانسوی، دستهای مرموز بیگانگان را در پشت حوادثِ ایران برملا کنند.

در همه این ایٌام دولتِ احمدی نژاد با بستن راههای ارتباط قانونی و خانوادگی، زندانیان سیاسی را در انزوا و وکلا و بستگان آنان را در بیخبری نگه داشته است؛ فعٌالان سندیکاهای کارگری و صنفی، روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان، کوشندگان جنبش زنان و دگر کیشان را به بهانه های واهی و گاه حتٌی بدون قرار بازداشت به حبس افکنده است؛ همزمان با گشایش دانشگاهها بر شدٌتِ تصفیه دانشجویان و محرومیتِ آنان از تحصیل افزوده است؛ هشت تن از استادان دانشگاه در زندان و شمار دیگری در معرض اخراج و بازنشستگی اجباری بسر میبرند. محمٌد ملکی رئیس اسبق دانشگاه تهران را که در سالهای گذشته نیز دو بار به دلیل ابراز عقیده سیاسی به زندانهای طولانی محکوم شده بود، با وجود کهولت و بیماری، بار دیگر به زندان انفرادی افکنده است.

عالیجناب، ما ضمن قدردانی از تلاشهای کارشناسان سازمان ملل متٌحد آقایان فیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه اعدامهای خودسرانه و مانفرد نوواک، گزارشگر ویژه شکنجه و همکارانشان در پیگیری موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران و سپاسگزاری از کوششهای کمیسر عالی ملل متٌحد در حقوق بشر خانم ناوی پیلای و به ویژه از گزارش تفصیلی اخیر حضرتعالی به مجمع عمومی پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران از شما تقاضا داریم :

شخصا با استفاده از همه نفوذ معنوی خود با بسیج امکانات قانونی و اجرائی سازمان ملل متٌحد، دولت ایران را از اجرای احکام اعدام افراد یاد شده بازدارید و برای نجات جان آنها اقدام کنید.

با توجه به تعهدات دولت ایران نسبت به میثاقهای بین المللی لازم الاجرا در مورد حقوق بنیادی افراد در محاکمات خواهان لغو دیگر احکام دادگاههای نمایشی اخیر گردید.

با توجه به شواهد و مدارک انکارناپذیری که در نقض فاحش حقوق بشر و آزار و شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی وجود دارد از مقامات جمهوری اسلامی بخواهید به در خواست سفر آقای نوواک به ایران برای تحقیق در این باره که از ماهها پیش بی جواب مانده است پاسخ مثبت دهند.

و سر انجام تقاضا میکنیم با توجه به وخامت روزافزون نقض حقوق بشر، با پیگیری مستمر، زمینه اعزام فرستاده ویژه حقوق بشر به ایران را که از سال 2005 قطع شده است بار دیگر فراهم آورید.

با تقدیم احترام

رسول آذرنوش، کیوان آرامش، احمد آزاد، نعمت آزرم، فرهاد آسور، گیل آوایی، آرش آهنگر قشقائی، باقر ابراهیم زاده، شادی ابراهیم زاده، شکوفه ابراهیم زاده، کاوه احسانی، کمال ارس، اردوان ارشاد، مریم اسفاری، احمد اسکندانی، مریم اسکندانی، مریم اشرافی، احمد اشرف، پروین اشرفی، مهرنوش اعتمادی، ناصر اعتمادی، محمد اعظمی، رضا اغنمی، حمید اکبری، رضا اکرمی، نسرین الماسی، سعید امیر ارجمند، آسیه امین، بهمن امینی، مرجان انصاری، جمشید انور، نیکروز اولاد اعظمی، وهاب انصاری، اصغر ایزدی، احمد ایٌوب،

حسن بابائی، ناهید باقری، باقر بقا، بهنام باوندپور، کمال بایرام زاده، ژیلا بختیاری، مهران براتی، منیره برادران، رضا براهنی، مهدی برزین، مهرزاد بروجردی، ارژنگ برهان آزاد، علی بنوعزیزی، ژیلا بورگم، سهراب بهداد، منصوره بهکیش، حسن بهگر، کامران بهنیا، امین بیات، نیلوفر بیضائی، روشنک بیگناه، سیروس بینا،

کورش پارسا، میثاق پارسا، رویا پارسای، کوشیار پارسی، ناصر پاکدامن، کریم پاکروان، احمد پورمندی، هایده تابش، مهدی تاج الدینی، تقی تام، شهین تقدیسی، کمال تقدیسی، مهدی تقوائی، منوچهر تقوی بیات، کامران تلطٌف، ناهید توسلی، فریدون توفیقی، ناهید توٌکلی، هوشنگ توٌکلی، محمٌد توٌکلی طرقی،

نیٌره توحیدی، حمید جاذب، سیروس جاویدی، میهن جزنی، محمود جعفری، محمٌد جلالی(م. سحر)، عبٌاس جمالزهی، فرشید جمالی، فرامرز خدایاری، لطفعلی خنجی، پیمان جواهرحقیقی، جواد جواهری، فرزاد جواهری، محمٌدرضا جواهریان، مریم جواهریان، حمید چگینی، ویدا حاجبی، علی اصغر حاج سیٌد جوادی، رضا چرندابی، کورش حاذقی، مریم حجٌاریان، علی حجٌت، محسن حرمتی پور، حسن حسام، لاله حسن پور، رضا حسینی، شهرزاد حسینی، فاطمه حقیقت جو، حمید حمیدی، نقی حمیدیان، حسن حمیدیان، نقی حیدریان،

کیوان خادمی، نسیم خاکسار، مهدی خراسانی، علی اصغر خرسند، هادی خرسندی، بهروز خسروی، آذر خونانی، اسماعیل خوئی، جواد دادستان، فریبا داودی مهاجر، حمید دباشی، مهرداد درویش پور، فرهاد دفتری، علی دماوندی، اکبر دوستدار، امیر دها، احسان دهکردی، مهدی ذوالفقاری، بهزاد ذوالنور، مهشید راستی، محمود راسخ، نریمان رحیمی، علی رسولی، محسن رضوانی، علی رضوی، محمود رفیع، سعید رهنما، علی رهنما، فضل الله روحانی، فازی ریاحی، ناصر زراعتی، مجید زربخش، فخری زرشکه، نادر زرکاری، اسماعیل زرگریان، حسن زرهی، ماتیاس زمانی، حسن زهتاب، ملیحه زهتاب، سهراب زینانی،

رحمان ساکی، منوچهر سالکی، سهیلا ستٌاری، منصور سحرخیز، اکبر سردوزآمی، بهرام سروش، آیدا سعادت، امیر سلطانی، بهرام سلطانی، سیامک سلطانی، ناصر سلیم، علی اصغر سلیمی، خسرو سمنانی، فروغ سمیع نیا، محمٌد تقی سیٌد احمدی، اکبر سیف، رضا شاه حسینی، علی شاهنده، رزیتا شرف جهان، حسن شریعتمداری، مهدی شفاء الدین، بهرام شفیعی، حسین شفیعی، شهلا شفیق، الهه شکرائی، هوشنگ شهابی، حماد شیبانی، بهروز شیدا، علی شیرازی، محمٌد شیرزاد، کیومرث صابغی، پرویز صادقی، حامد صادقی صفت، حمید صدر، ناصر صدیقی، حسین صرفه جو، احمد صفٌاریان، شهلا صفائی، یعقوب صفائی، معصومه ضیاء، مرتضی ضیابری، فرح طاهری، علی طهماسبی،

ضیا عابدی، عبٌاس عاقلی زاده، مینا عبٌاسپور، زهرا عرفانی، پویا عزیزی، دارا عزیزی، رضا علٌامه زاده، کاظم علمداری، منصوره علمی، بهاره علوی، آنا عنایت، جعفر غفٌارپور، سپیده فارسی، منوچهر فاضل، مهدی فتاپور، مسعود فتحی، سیاوش فرجی، نادر فروزی، محمٌد فلٌاح نیا، فرشته فراهانی، علی فروزنده، ویدا فرهودی، نسرین فرهومند، فریده فرهی، راضیه فقیهی کاشانی، آراز فنی، رضا قاسمی، فرهنگ قاسمی، کبری قاسمی، وجیه قاسمی، کاوه قاسمی کرمانشاهی، محسن قائم مقام، آیدا قجر، مهدی قلی زاده اقدم، شهرام قنبری، ساقی قهرمان، آرزو قهرمانی، هایده قهرمانی،

رویا کاشفی، مسعود کاظم زاده، فرهاد کاظمی، مصطفی کاظمی، گیتی کاوه، ایرج کایدپور، گلناز کردستانی، کاظم کردوانی، بهروز کرمی، اسفندیار کریمی، احمد کریمی حکٌاک، هوشنگ کشاورز صدر، بهزاد کشاورزی، علی کشتگر، رئوف کعبی، علی کلائی، شیما کلباسی، حسین کمالی، فرناز کمالی، منصور کوشان، فاطی کهن، هرمز کی، آرش کیا، پانته آ کیان، جلال کیایی، حسن گلشاهی، امیرحسین گنج بخش، علی گوشه، مجید گیوه چی، حسین لاجوردی، اصغر لرکی، مزدک لیماکشی،

عفٌت ماهباز، مهناز متین، علی متین دفتری، هدایت متین دفتری، ناصر محب، پروین محسنی، صادق محمودی، رضا مرزبان، گرجی مرزبان، لعیا مرزبان، نادر مزکٌی، منیژه مرعشی، محمٌد مرٌوج، نرما مروزی، تراب مستوفی، مریم مسکوب، حسین مشرف، احمد مشعوف، نیما مشعوف، حسین مشفق، مهناز مشفق، مهران مصطفوی، ناهید مظفری، منصور معٌدل، بهرام معصومی، بهروز معٌظمی، خاطره معینی، محمٌد معینی، هایده مغیثی، مجتبا مفیدی، رویا مقدٌس، رضوان مقدٌم، محسن مقصودی، حسن مکارمی، گلناز ملک، هاشم موٌحد، زهرا موسوی، سمانه موسوی، مسعود مولا زاده، امیر مومبینی، باقر مومنی، علی اکبر مهدی، فیروزه مهاجر، ناصر مهاجر، آرش مهاجری نژاد، رضا مهاجری نژاد، فرهاد مهدوی، حمید مهدی پور، فروغ مهدی پور، مینو مهدی پور، ساسان مهری، همایون مه منش، فردوس میرآبادی، انور میرستٌاری، مهران میرفخرائی،

رضا ناصحی، نیما ناصرآبادی، کیومرد نامجو، منوچهر نامور آزاد، حسین نانام، حسن نایب هاشم اکبر نجفی، صبری نجفی، شکوه نجم آبادی، جمیله ندائی، علی ندیمی، آرش نراقی، محسن نژاد، همدم نسترنی، سیمین نصیری، شیوا نظرآهاری، فرهاد نعمانی، پروین نودینیان، رئوف نودینیان، نسرین نودینیان، شیوا نوژه، پرویز نویدی، میترا نهچیری، صبا واصفی، شیدان وثیق، شاداب وجدی، فرزین وحدت، مهدی وزیری، نیما وزیری، احمد هاشمی، جهانگیر هاشمی، علی هاشمی، ایرج هاشمی زاده، عطا هودشتیان، بیتا یاری، فرهاد یاسائی، آزاده یداللهی، منوچهر یزدیان، محسن یلفانی



(نيويورک- ۶ نوامبر ۲۰۰۹)- ديده بان حقوق بشر امروز از قوه قضاييه ايران
خواست که سريعا به تحقيق درخصوص پرونده های تجاوزجنسی در زندان بپردازد
به جای انکه بر چنين جناياتی سرپوش بگذارد.

ديده بان حقوق بشر سه مورد تجاوزجنسی در زندان های ايران درباره کسانی که
بعد از انتخابات رياست جمهوری ۱۲ ژوپن دستگير شده بودند را مستند کرده
است. در آخرين مورد، پزشکی قانونی جراحات متعددی که بر روی بدن فعال
سياسی جوان ابراهيم مهتری در نتيجه شکنجه و بدرفتاری که با اظهارات وی
درخصوص آزارواذيت جنسی همخوانی دارد را تاييد کرده است. اما مقامات قوه
قضاييه از اينکه تحقيقات بيشتری را روی اين پرونده صورت بدهند خودداری
کرده و به جای آن به مهتری وخانواده اش گفته اند که اگر درخصوص اين آزار
واذيت ها صحبت کنند با تبعات سختی مواجه خواهند شد.

سارا لی ويتسون مديربخش خاورميانه وشمال آفريقای ديده بان حقوق بشر دراين
زمينه گفت: "اين خجالت آور است که دولت ايران چشمان خود را بر روی شواهد
رسمی درخصوص آزار وآذيت شديدجنسی روی زندانيان که توسط مسوولان زندان
صورت گرفته می بندند. "

---------------------------------

مهتری ۲۷ ساله، ابتدا در تاريخ ۲۶ ژوييه دستگير ودر تاريخ اول اگوست آزاد
شد. در تاريخ ۱۹ اگوست چندين مامورامنيتی که به اعتقاد مهتری وخانواده اش
از اعضای سپاه پاسداران بودند وی را از محل کارش ربودند و بعد به مکانی
در شرق تهران منتقل کردند. او به ديده بان حقوق بشر گفت که در جريان
بازداشت به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفته است و با باتون مورد تجاوز جنسی
قرار گرفته است.

به گفته وی در تاريخ ۲۴ اگوست کسانی که وی را دستگير کرده بودند در نقطه
ای در تهران او را درحالی که دستان و پاهايش بسته و نيمه هوش بود رها
کردند. خانواده ای که او را يافتند به يک بيمارستان منتقل کردند. پزشکی
قانونی که وابسته به قوه قضاييه است روز بعد مهتری را معاينه کرد. اين
گزارش که نسخه ای از ان در اختيار ديده بان حقوق بشر قرارداده شده به
موارد زير روی بدن مهتری اشاره می کند:

۱- سياه شدگی وتورم زير چشم راست، ۲- کبودی وتورم زير چشم چپ، ۳- ساييدگی
در سمت چپ ناحيه پس سری ۴- خراشيدگی (حارصه) ساعد راست بازوی راست وچپ،
۵- ساييدگی عميق (داميه) به طور دور تا دور مچ دست وپای راست وچپ که می
تواند در اثر تماس با جسم سخت قابل انعطاف نظير طناب حادث شده باشد.، ۶-
دو ناحيه جراحت (حارصه) جداگانه خلف ساق پای راست، ۷- خراشيدگی گونه چپ،
۸- سوختگی درجه دو سطحی مدور در نايه مچ، ۹- کبودی در هر دو طرف باسن
وناحيه خارجی مقعد مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت ضايعات (يک تا هفت
و ۹) حادث و جسم داغ ضايعات بند ۸ حادث شده اند ضمنا جراحات موازی ومتعدد
وسطحی در ناحيه خلف ران راست وناحيه باسن راست وچپ مشهود است. گزارش
همچنين اشاره می کند که مهتری از دردمقعدی شکايت می کند.

مهتری به ديده بان حقوق بشر گفت که به محض اينکه مقامات بيمارستان متوجه
شدند که او تازه از زندان آزاد شده تلاش کردند گزارش پزشک قانونی را از
بين ببرند اما يکی از نزديکانش موفق شد هنگامی که از بيمارستان ديدن می
کرد يک کپی از ان بگيرد.

دومين فرد ابراهيم شريفی ۲۴ ساله است که در تاريخ ۲۳ ژوئن دستيگر شد. او
به ديده بان حقوق بشر گفت که در زندان زمانی که دستان، چشمان و پاهايش
بسته بوده است مورد تجاوز قرارگرفته است. او همچنين گفت به دليل تالمات
ناشی از اين واقعه بعد از آزادی از زندان چندين بار تا آستانه خودکشی پيش
رفته است. او اضافه کرد که مقامات قوه قضاييه از اينکه شکايت او را
بپذيرند خودداری کرده اند و به جای آن به او گفته اند که اگر درمورد
اتفاقاتی که برايش رخ داده صحبت کند خانواده با خطر مواجه خواهند شد.

سومين مورد پرونده های تجاوز مريم صبری ۲۱ ساله است که در تاريخ ۳۰ جولای
در جريان مراسم چهلم نداآقاسلطان در بهشت زهرا دستگير شد. صبری بعد از آن
دستگير شد که عکسی از وی روی وب سايتی نزديک به سپاه پاسداران که عکس
هايی از تظاهر کنندگان را برای شناسايی شان روی وب سايت خود قرار می داد
منتشر شد. صبری می گويد که وی چهار بار پياپی توسط زندانبانان مورد تجاوز
قرار گرفت.

درتاريخ ۹ اگوست، در نامه ای که مهدی کروبی کانديدای معترض رياست جمهوری
در روزنامه اعتماد ملی منتشر کرد نوشت که برخی از زندانيان اعلام کرده
اند که توسط برخی مقامات زندان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و دچار
ناراحتی و آسيب دستگاه تناسلی شده اند.

مهتری تنها موردی است که مدارک پزشکی قانونی و رسمی از جراحاتی که بر روی
بدن وی وجود دارد، اظهاراتش در خصوص تجاوز با باتوم را نيز تاييد می کند.
برخی منابع نزديک به مهدی کروبی که کميته ای را برای تحقيق در خصوص وضعيت
زندانيان سياسی که بعد از انتخابات دستگير شده اند تشکيل داده گفتند که
مقامات قوه قضاييه به کروبی گفته اند که تجاوز با باتوم که توسط پزشکی
قانونی نيز مستند شده محرز است اما هويت کسانی که چنين اقدامی را مرتکب
شده اند نامشخص است.

آنها گفتند که مقامات قوه قضاييه از کروبی پرسيده اند که چطور پدر مهتری
توانسته است که از بدن پسرش عکس بگيرد که زخم های بدن او را مستند کند تا
به اين وسيله با شک کردن به پرونده وی گفته های او را بی اعتبار جلوه
دهند.

سارالی ويتسون در اين زمينه گفت: "مدارک رسمی و تصاويری که در خصوص شکنجه
مهتری وجود دارند خود بهترين گواه بر آنچه بر وی رفته است می باشند. "

مهتری درحال حاضر در خارج از ايران به سر می برد. بعد از اينکه وی کشور
را ترک کرد مقامات امنيتی دو بار به خانه پدر وی حمله کردند. در جريان
دومين حمله به خانه پدر وی آنها او را تهديد کردند که اگر درخصوص آنچه بر
پسرش رفته صحبت کند وی را نيز دستگير خواهند کرد.

ممنوعيت عليه شکنجه يکی از اجزای مطلق قانون بين المللی است و مقامات
ملزم هستند کسانی را که مسوول چنين اقداماتی هستند را مورد تحقيق وتفحص و
تحت تعقيت قانونی قرار دهند. کميته حقوق بشر که مسوول تفسير کنوانسيون
بين المللی حقوق مدنی وسياسی است - کنوانسيونی که ايران يکی از اعضای ان
است- گفته است که شکايت های مربوط به بدرفتاری بايد به صورت موثری توسط
مقاماتی که اختيارات متناسب دارند مورد تحقيق قراربگيرد و آنهاييکه مقصر
شناخته می شوند بايد برای کاری که کرده اند مسوول باشند و افراد قربانی
بايد به نحو مناسب دلجويی شود از جمله اينکه خسارات به وجود آمده را
برايشان به نحوی جبران کنند.

زمينه: درتاريخ ۱۰ اگوست، علی لاريجانی رييس مجلس ايران کميته مخصوصی را
برای اظهارات کروبی معرفی کند تا شواهد مربوط به وضعيت جسمی کسانی را که
در اتفاقات پس از انتخابات دستگير شدند را مورد بررسی قرار دهند.

درتاريخ ۱۲ اگوست، لاريجانی از طرف کميته اعلام کرد که ادعاهای کروبی
کاملا کذب است و اينکه بررسی دقيق وضعيت زندان های کهريزک و اوين نشان می
دهد که هيچ موردی از آزار واذيت جسمی وتجاوز يافت نشده است.

درتاريخ ۲۹ اگوست، صادق لاريجانی رييس قوه قضاييه ايران و بردار رييس
مجلس کميته ای را برای برررسی وضعيت کسانی که در جريان تحولات بعد از
انتخابات دستگير شده بود منصوب کرد. اين کميته شامل ابراهيم رييسی معاون
اول قوه قضاييه، غلامحسين اژه ای دادستان کل کشور و علی خلفی رييس دفتر
رييس قوه قضاييه بود. در گزارش خود به صادق لاريجانی در ۱۲ سپتامبر،
کميته نوشت که آنها هيچ شاهدی از تجاوز روی مواردی که کروبی ادعا کرده
نيافته اند و همه مدارک و ادعاهای وی همگی ساختگی هستند وبه منظور انحراف
افکار عمومی طراحی شده اند.

کميته همچنين خواستار عمل قضايی برعليه کسانی که از طربق تبليغ ادعاهای
غلط و اتهام پراکنی شهرت و اعتبار دولت و بخش هايی از ان را خراب کرده
اند شد.

سارالی ويتسون در اين زمينه گفت: "مدارک رسمی و تصاويری که در خصوص شکنجه
مهتری وجود دارند خود بهترين گواه بر آنچه بر وی رفته است می باشند."

.