ایستاده‌ام تا بگذری

تاریخ چاپ

نازنین نگاره‌ای با نگاهی سبز !

هوا خواهیت بوی سحری است از یاد رفته،

و سرکشی آوایت از کوچه باغ‌های دانش برتر آمده است.

پوستت آب زلال خواهشی است، بر ریگ‌های مهربان،

در جستجوی سرما: چون دانه‌های بردباری

و درمانِ شنیدنت، خستگی واژه‌های در راه را می‌شمرد.

راهی به درون با پنج پایگاه زیبایی:

من با من، تو با تو، من با تو، تو با  من و ما؛

چون پنجه‌ای در کراندن هستی

به میانه‌ی راهی ناپیموده،

ایستاده‌ام تا بگذری؛

همین.

 ۲۰۰۲  حسن مکارمی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *