سپیده دم پرسش

تاریخ چاپ

پاسخ‌های هرزه‌گردِ گمنام،

از دهانی به گوشی،

بندهای زنجیر زندانیانِ زمین را می‌شمارند.

آزادگان دل به «پرسش» داده‌اند.

تهی دستان تندپرواز

گوهرهای خونین فراموشی را در دل کوه‌ها می‌کاوند.

سپیده‌دمِ هر پرسش از دل «سیاهی» زاده می‌شود.

تا چون ققنوسی در سپیده‌ای دیگر بیفروزد.

چرایی" انتهای زندگی است، "چرایی" سپیده‌ایست"،

که چشمان مرا از خیرگی مرگ می‌گریزاند.

۲۰۰۱  حسن مکارمی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *