تاریخ چاپ

 

و آنگاه درود را با آشنایان تمنا هم آواز،
و نجابت پرستو را در مها جرت قاصدک ها پنهان خواهیم کرد

پروانه های بهاری را از طلا و نقره ،
برگهای فندق را از برنز و مس،
و ملخ های مظلوم دشتهای دور را از مفرغ خواهیم ساخت

همگی ستاره های نا  دیده را ،
در خیال افق های بی باوران،
در آبی دستمال تمنا،
در سحر یاس های خودمانی،
به پای سفره پدر بزرگان بازارهای هر روزه خواهیم آورد

تن  - واژه های خواب و بالین جمله های سخاوت،
و تنگی تجسم قبر های موازی ،
همگی آلوده تعارفات مادر بزرگ های آینده اند.

سیاهی را به رنگ شاد کودکان،
سپیدی را در حوض کاشی با ماهی های چرخش ،
و همه رنگها را در هزاران چشم نا باور  نو بالغان  مهمان خواهیم کرد.

با اینهمه !
با اینهمه!
نخستین لحظه عشق لبهای داغ ،
در بوسه های همسایگی را ، تا ابد:

در قابی از لذت ، به دیوار بیداری ، آویزان خواهیم کرد.

حسن مکارمی پاریس بهار2011

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *